برگردان به زبان ساده
مشرب عذب مرا هر نفس از خم قدیم
می رسد باده صافی ز کرمهای کریم
هوش مصنوعی: هر لحظه، از میخانه قدیم، نوشیدنی گوارا به من میرسد که به خاطر لطف و بخششهای بزرگواران است.
هرکسی دل بکسی داد ولی مشتاقان
دل و جان را بتو دادند، زهی طبع سلیم!
هوش مصنوعی: هر کسی محبت و عشق خود را به کسی ارائه میدهد، اما عاشقان واقعی دل و جان خود را به تو تقدیم کردهاند، چه خوب است این ذاتی که چنین عشق پاکی دارد!
از شفاخانه احسان تو هرجا همه کس
«کل حزب فرحون »اند، زهی لطف عمیم!
هوش مصنوعی: در هر کجا که بروی، همه افراد شاد و خوشحال هستند و این همه شادی ناشی از مهربانی و لطف فراوان توست!
گفت آن واصل کامل که:«علیکم بالشام »
بوی آن زلف مرا دست بوقت تشمیم
هوش مصنوعی: یک شخص کامل و آگاه گفت: «شام را بپذیرید» و اشاره به بویی که از زلف من میآید و در زمان مناسب به مشام میرسد.
یار اگر تیغ کشد سینه سپر ساخته ایم
چاره عاشق بیچاره چه باشد؟ تسلیم
هوش مصنوعی: اگر محبوب سلاحی به دست بگیرد و حمله کند، ما خود را آماده کردهایم. عاشق درمانده چه راهی جز تسلیم شدن دارد؟
چند ازین عقل و خرد؟ جانب حیرانی رو
در فناخانه حیرت نه امیدست و نه بیم
هوش مصنوعی: چقدر میخواهی به عقل و خرد تکیه کنی؟ به سمت گیجی و سردرگمی برو، چون در این مکان از حیرت، نه امیدی وجود دارد و نه ترسی.
قاسمی باز به تجدید حیاتی نو یافت
بوی آن زلف دلاویز چو آورد نسیم
هوش مصنوعی: قاسمی دوباره زندگی تازهای را تجربه کرد، مانند بویی که از زلف زیبا و دلفریب او در نسیم به مشام میرسد.