برگردان به زبان ساده
بوی سنبل ز دم باد صبا می آید
خوشدلم هر چه از آن یار بما می آید
هوش مصنوعی: بوی خوش سنبل از نسیم ملایم صبح میوزد و دل من شاد است هر چه از آن معشوق به من میرسد.
عشق می آمد و سرمست و خرامان میگفت:
بر حذر باش! که آشوب و بلا می آید
هوش مصنوعی: عشق به مانند یک مهمان شاد و با وقار به سراغم میآمد و به من هشدار میداد که مراقب باشم، چون بحران و مشکلات در راه هستند.
عالم از نور تجلی الهی پر شد
از دم ویس قرن بوی خدا می آید
هوش مصنوعی: دنیای اطراف ما با روشنایی و نور الهی پر شده و با نفسی معطر از وجود خداوند، بویی دلانگیز و روحانی در فضا جاری است.
جان فدای رخ آن یار گرانمایه، که او
بر سر صفه مستان بصفا می آید
هوش مصنوعی: زندگیام را فدای چهره زیبای آن معشوق باارزش میکنم، زیرا او با آرامش و زیبایی بر سر مجلس مستان حاضر میشود.
حکمتی هست در این حال بگویم: که مدام
تیر دلدوز تو بر سینه ما می آید
هوش مصنوعی: در اینجا سخنی میگویم که در پس این حالت، درسی نهفته است: اینکه تیر دردناک عشق تو همیشه بر سینه ما میزند.
هر جفایی که کنی بر دل بیچاره من
از جفاهای توام بوی وفا می آید
هوش مصنوعی: هر کاری که با دل ساده و بیچاره من بکنی، حتی اگر بد باشد، باز هم خاطرات خوبی از تو در ذهنم باقی میماند.
دوش آشفته بکوی تو رسیدم گفتند:
قاسم بیدل حیران ز کجا می آید؟
هوش مصنوعی: دیروز به کوچهی تو رسیدم و هرکس که مرا دید پرسید: قاسم بیدل با حالتی گیج و حیرتزده از کجا آمده است؟