برگردان به زبان ساده
بسوخت آتش عشق تو زهد و تقوی را
بباد داد ورقهای درس و فتوی را
هوش مصنوعی: آتش عشق تو باعث شده که زهد و پرهیزگاری در نظر من بیارزش شود و حتی آموزشها و فتواهای دینی هم تحت تأثیر آن قرار گرفته و از اهمیتشان کاسته شده است.
ز عاصفات خدا بحر قهر موجی زد
نهنگ عشق فرو برد طور موسی را
هوش مصنوعی: به خاطر طوفانهای الهی، دریا به شدت طغیانی شد و موجی به وجود آورد که عشق نهنگ را به زیر آب برد و کوه طور را نیز بلعید.
غرامتست نظر بر مهوسی که ندید
میان جلوه صورت جمال معنی را
هوش مصنوعی: نظری که به زیبایی میاندازیم، بهایی دارد; چون اگر کسی فقط زیبایی ظاهری را ببیند و از عمق و معنای واقعی آن غافل شود، چیزی از زیبایی را درک نکرده است.
بغیر دیده مجنون کسی نیاورد تاب
اشعه لمعات جمال لیلی را
هوش مصنوعی: جز مجنون، هیچکس تاب دیدن زیباییهای لیلی را نداشت.
نسیمی از سر زلفت وزید در عالم
هوای خلد برین داد داردنیی را
هوش مصنوعی: نسیمی از موهای تو وزید و در این جهان چنان بویی پخش کرد که بهشتیان را شگفتزده کرد.
سواد زلف ز رخسار بر فشان و بگو:
«بماهتاب چه حاجت شب تجلی را؟»
هوش مصنوعی: از زیبایی و جذابیت زلفهای تو، چهرهات روشن و درخشان است، و بگو: «برای چه نیازی به شب و تجلی زیبا دارم، وقتی که تو چون ماه تابانی در کنارم هستی؟»
بلای عشق بدعوی قدم کمان کردست
که داشتم بهمه عمر این تمنی را
هوش مصنوعی: مشکل عشق به شکلی غیرمنتظره و نادر وارد زندگیام شده است، در حالی که من تمام عمرم آرزوی رسیدن به آن را داشتم.
اگر چه زار و نزارم، ولی بدولت عشق
کسی چو من نکشید این کمان دعوی را
هوش مصنوعی: هر چند که حال من خوب نیست و در وضعیت نابسامانی به سر میبرم، اما کسی مانند من به خاطر عشق، این درد و رنج را تحمل نکرده است.
به پیش قاسمی از زهد رندی اولی تر
به کاهلی نتوان کرد ترک اولی را
هوش مصنوعی: اگر در مقابل مردی که از دینداری و زهد برخوردار است قرار بگیری، بهتر است که به سختی و به دور از تنبلی، ترک گناه را برگزینی، زیرا رفتار پراشتباه گاهی ناشی از سهلانگاری است.