برگردان به زبان ساده
چون ماه نو از مشرق انوار برآمد
فریاد ز اسلام وز کفار برآمد
هوش مصنوعی: وقتی که ماه نو از سمت مشرق ظاهر شد، نوری تازه و پرامید درخشان شد و صدای حق و حقیقت و همچنین صدای کافران و مخالفان به گوش رسید.
حسنت سخنی گفت بگلذار و ریاحین
ریحان بخجالت شد و گل زار بر آمد
هوش مصنوعی: زیباییات به قدری است که وقتی در میان گلها و گیاهان صحبت میکنی، حتی گلها از شرم به زمین مینگرند و از حضور تو خود را کنار میکشند.
عشق تو چو افتاد بسر حلقه مستان
از حلقه مستان همه انوار برآمد
هوش مصنوعی: وقتی عشق تو بر سرم حاکم شد، از جمع مستان همه نورها و روشناییها نمایان شد.
شوقت گذری کرد بکاشانه رندان
«صدق » ز دل مست و ز هشیار برآمد
هوش مصنوعی: شوق تو به منزلگاه رندان یک لحظه گذر کرد و صدق از دل مست و هشیار برآمد.
شادند جهانی و چه گویم که چه شادند؟
زین مشغله کز که گل فخار بر آمد
هوش مصنوعی: دنیا پر از شادی است و من نمیدانم چطور باید از شادی آنها بگویم. از این مشغلهای که باعث شده گلها از خاک بیرون بیایند، نمیتوانم صحبت کنم.
زین پیش دو عالم همه ز اغیار تهی بود
چون کرد ظهور این همه اظهار برآمد
هوش مصنوعی: از زمانهای دور، این دو جهان از بیگانگان خالی بود، اما با ظهور این همه نشانهها و نمایان شدن حقایق، همه چیز تغییر کرد.
گفتند که:قاسم طلب وصل تو دارد
در حال و زمان لمعه دیدار برآمد
هوش مصنوعی: گفتند که قاسم خواهان دیدار تو است و در زمان و حال، لحظهای برای ملاقات فرا رسیده است.