برگردان به زبان ساده
چون ماه من از مشرق انوار بر آمد
کام دلم از لمعه دیدار برآمد
هوش مصنوعی: وقتی که ماه من از سمت شرق به روشنایی خود درخشید، دل من از زیبایی ملاقات با او پر از شادی شد.
آن ماه دل افروز چو بنمود جمالش
کام دل و جان جمله بیک بار برآمد
هوش مصنوعی: وقتی آن ماه زیبا چهرهاش را نشان داد، شادی و شوقی در دل و جان همه به وجود آمد و همه یکباره خوشحال شدند.
چون نور تجلی خداوند عیان شد
منصور «اناالحق » گو بردار برآمد
هوش مصنوعی: وقتی که نور ظهور خداوند نمایان شد، منصور با صدای بلند اعلام کرد "من حقیقت هستم" و از میان آمد.
آن نور چو با دار و رسن رفت بیک بار
آتش ز ته که گل فخار برآمد
هوش مصنوعی: آن نور که به دار و رسن رفت، ناگهان شعلهای از آتش را از زیر برخاست و گل فخار به وجود آورد.
هر دم سفری دارد و نامی و نشانی
ازخانه سفر کرد و ببازار برآمد
هوش مصنوعی: هر لحظه کسى راهى جدید را میرود و علامتی از گذشتهاش به جا میگذارد. او از خانه خارج میشود و به بازار میآید.
در صومعه و بتکدها ذکر تو میرفت
«صدق » ز دل خرقه و زنار بر آمد
هوش مصنوعی: در مکانهای مذهبی و عبادتگاهها، نام تو در دلها جریان داشت، و از دل، جامههای دینی و نمادهای دینی کنار رفتند.
جان را بحرج داد دل قاسم مسکین
از هر طرفی بانگ خریدار برآمد
هوش مصنوعی: قلب قاسم مسکین تحت فشار شد و از هر سو صدای خریدارانی به گوش رسید که جان او را طلب میکردند.