برگردان به زبان ساده
چشم بیدار مرا نوبت دیدار آمد
دوست از خلوت جان جانب بازار آمد
هوش مصنوعی: چشم بیدار من به ملاقات دوست روشن شد و او از تنهایی روحش به سمت بازار آمده است.
قصه در پرده نگوئیم،که آن شاه وجود
خویشتن را ز پس پرده خریدار آمد
هوش مصنوعی: داستان را پنهان نمیکنیم، زیرا آن پادشاه وجود خود را از پشت پرده جستجو میکند.
علم نصرت منصور ز کیوان بگذشت
که چنین مست ومعربد بسردار آمد
هوش مصنوعی: دانش و علم انتقام منصور از کیوان فراتر رفت، زیرا چنین فردی مست و سرمست به پیشگاه سردار آمد.
منکران در صف انکار تبرز کردند
سنگ ازین واقعه در موطن اقرار آمد
هوش مصنوعی: مخالفان این واقعه را انکار کردند و در نتیجه، به جای اعتراف، با سختی و مقاومت برخورد کردند.
مل ترا دید بسی شورش و مستی ها کرد
گل ترا دید ز سودای توگل زار آمد
هوش مصنوعی: وقتی مرا دیدی، شور و شوق زیادی در دل من ایجاد کردی و وقتی گل تو را دید، از عشق تو زار و نزار گشت.
دل و جان دو جهان زنده جاویدان شد
حسن آندوست چو در جلوه بتکرار آمد
هوش مصنوعی: دل و جان به واسطهی زیبایی و جاذبهی آن دو، همیشه زنده و جاویدان میشوند. وقتی زیبایی دوباره و بارها نمایان میشود، این احساس شگفتانگیز و زنده بودن به اوج خود میرسد.
قاسم،ازمردم محجوب شدی زنهاری
هر که زنهار ترا دید بزنهار آمد
هوش مصنوعی: قاسم، البته که از جمع مردم دور افتادهای. مواظب باش، هر کسی که به تو کمک کند، خودش هم به دنبال نجات است.