برگردان به زبان ساده
من رند خرابات مغانم چه توان کرد؟
آشفته و رسوای جهانم چه توان کرد؟
هوش مصنوعی: من شخصی هستم بیقید و بند، زندگیام پر از آشفتگی و رسوایی است. چه انتظاری میتوان از من داشت در این وضعیت؟
با یاد سر زلف چو زنجیر تو دایم
در حلقه سودازدگانم چه توان کرد؟
هوش مصنوعی: با یاد موی زیبای تو، همیشه در چنگ و آسیب عاشقان هستم. چه کاری از دستم برمیآید؟
پیوسته مرا پیشه همینست که در عشق
نعره زنم و جامه درانم چه توان کرد؟
هوش مصنوعی: همیشه همین کار را میکنم که در عشق با صدای بلند ناله کنم و از خودم بیرون بیفتم، حالا چه کار میتوانم انجام دهم؟
ناصح خبری گوید و پیغام و نشانی
من بی خبر از نام و نشانم چه توان کرد؟
هوش مصنوعی: ناصح (پند دهنده) اطلاعاتی را میدهد و پیامی را منتقل میکند، اما من از هویت و ویژگیهای خود بیخبر هستم. در این شرایط، چه کاری از دست من برمیآید؟
من مست شرابم، چو چنینم چه توان گفت؟
من رند خرابم، چو چنانم چه توان کرد؟
هوش مصنوعی: من تحت تأثیر شراب هستم و در این حالت نمیتوانم چیزی بگویم. من انسانی سرکش و شاداب هستم و در این وضعیت نمیتوانم کار خاصی انجام دهم.
واعظ دهدم وعده دیدار بفردا
این قصه شنیدن نتوانم، چه توان کرد؟
هوش مصنوعی: واعظ به من وعده دیدار را در فردا میدهد، اما من نمیتوانم این داستان را بشنوم. چه باید کرد؟
بر مذهب عشقست دل قاسم مسکین
چون خوشتر ازین راه ندانم چه توان کرد؟
هوش مصنوعی: دل قاسم مسکین بر اساس عشق میتپد و چون نمیدانم راهی بهتر از این وجود دارد، نمیتوانم کاری غیر از این انجام دهم.