برگردان به زبان ساده
دلم از جور تو بسیار شکایت دارد
وقت آن شد که شکایت بحکایت آرد
هوش مصنوعی: دل من از ظلم و ستم تو به شدت ناراضی است و حالا وقت آن رسیده که این نارضایتی را به زبان بیاورم و بیان کنم.
مدتی بود که اندر هوست جان می داد
وقت آن شد که بدیدار تو جان بسپارد
هوش مصنوعی: مدتی بود که در غم و اندوه تو بودم و جانم در حال رفتن بود. حالا وقتش فرارسیده که با دیدار تو جانم را فدای عشق تو کنم.
آرزوی تو، که صد جان گرامی ارزد
در زمین دل من تخم وفا می کارد
هوش مصنوعی: آرزوی تو برای من ارزش بسیاری دارد و در دل من امید و وفاداری را میکارد.
ما همه منتظرانیم، ولی گه گاهی
باد می آید و ما را خبری می آرد
هوش مصنوعی: ما همه در انتظار چیزی هستیم، اما گاهی اوقات تغییراتی پیش میآید که خبرهایی به ما میدهد.
هرکجادرهمه عالم صفت لطفی هست
چونکه نیکونگری روی به انسان دارد
هوش مصنوعی: هر کجا که در دنیا صفت خوبی وجود دارد، به خاطر این است که نگاه مهربانی به انسان دارد.
گوشه دامن این زاهد ما تر نشود
آسمان گر همه باران هدایت بارد
هوش مصنوعی: اگر همه باران هدایت بر زمین بریزد، حتی یک قطره از آن نمیتواند دامن این زاهد را تر کند.
قاسمی در ره جانان سر و جان باخته است
غیرآن زاهد بیچاره که سر می خارد
هوش مصنوعی: قاسمی تمام وجودش را برای محبوبش فدای کرده است، در حالی که آن زاهد مسکین فقط به فکر خودشم و فقط به مسائل سطحی میپردازد.