برگردان به زبان ساده
اسرار تو با خاطر هشیار توان گفت
این گنج نه گنجیست گه با مار توان گفت
هوش مصنوعی: اسرار تو را نمیتوان به ذهن بیدار گفت، زیرا این گنجینهای نیست که بتوان با شخصی بیتوجه دربارهاش صحبت کرد.
در غار جهان عاشق یاریم و نزاریم
در غار جهان قصه آن یار توان گفت
هوش مصنوعی: در دل این دنیا، ما عاشق یارمان هستیم و نمیگذاریم که غم بیفتد. در این فضای تاریک، میتوان داستان آن یار را با قدرت بیان کرد.
پیدای او پیدا، در وجه خفا نیست
سرش بنهان خانه اسرار توان گفت
هوش مصنوعی: وجود او آشکار است، اما در عین حال رازهایی دارد که نمیتوان به سادگی به آنها دست یافت. در واقع، او هم در دیدههاست و هم در عمق پنهانها.
چون جعد برانداخت نگارین گره موی
با او سخن خرقه و زنار توان گفت
هوش مصنوعی: وقتی که معشوق، گره موهای زیبایش را باز میکند، میتوان دربارهی پوشش و زنجیر صحبت کرد.
چون قطره ز دریا شد و وا گشت بدریا
با او صفت قلزم زخارتوان گفت
هوش مصنوعی: وقتی که قطرهای از دریا جدا شود و دوباره به دریا برگردد، با خود ویژگیهای دریا را به همراه میآورد.
خواجه نه چنان مست و خرابست که امروز
بااو سخن مردم هشیار توان گفت
هوش مصنوعی: آدمی که امروز حالت خرابی و مستی دارد، از آن حال خارج شده است و نمیتوان با او مانند افراد هشیار صحبت کرد.
قاسم،همگی دهشت عشقست درین راه
گر در صف آن یار ز دیدار توان گفت
هوش مصنوعی: قاسم، همه ترس و شگفتی عشق در این مسیر است، اگر به صف آن محبوب برسیم، میتوانیم از دیدار او سخن بگوییم.