برگردان به زبان ساده
هرگز هوای وصل تو از جان ما نرفت
سودای سلطنت ز سر این گدا نرفت
هوش مصنوعی: هرگز خیال وصل تو از دل ما بیرون نرفت و آرزوی سلطنت و قدرت از ذهن این گدا دور نشد.
یک شب نشد که از غم عشقت ز چشم و دل
سیلابها نیامد و فریادها نرفت
هوش مصنوعی: هر شبی نیست که از دلتنگی عشق تو اشکها و فریادهایم فرو نریزد و خاموش بماند.
قلبی که نقد دولت دردترا نجست
مس پاره ایست کز طلب کیمیانرفت
هوش مصنوعی: قلبی که جواهری از عشق و محبت را در خود نداشته باشد، ارزشی ندارد و مانند تکهای از مس است که از جستوجوی تبدیل به طلا بازمانده است.
گفتی:سگ منست فلان، محترم شدم
هرگز چنین مبالغه در مدح ما نرفت
هوش مصنوعی: گفتی که سگ من محترم است، اما من هرگز چنین مبالغی در توصیف خودم نشنیدهام.
عاشق نشد دلی که نیامد اسیر غم
صادق نبود هر که بتیغ بلا نرفت
هوش مصنوعی: هر کس که عاشق نشده، دلش به غم و اندوه نیفتاده و کسی که در برابر سختیها و مصائب قرار نگرفته، نمیتواند ادعای عشق و صداقت داشته باشد.
روزی که دل شکسته نیامد بکوی تو
با تحفه ای ز درد،که با صد دوا نرفت؟
هوش مصنوعی: روزی که دل شکسته با سختی و درد به دیدار تو نیامد، آیا با هیچ دارویی نمیتوان آن درد را درمان کرد؟
ارزان خرید درد تو قاسم بجان و دل
با مشتری مبالغه ای در بها نرفت
هوش مصنوعی: قاسم جان و دلش را با تمام وجودش به قیمت ارزان برای درد تو خریده و هیچ افزایشی در ارزش آن وجود ندارد.