برگردان به زبان ساده
چشم سرمست تو ما را بستم کاری کشت
دید صد زاری ما را و بصد زاری کشت
هوش مصنوعی: چشمان مست تو باعث شد که ما را اسیر کند، در حالی که دیدن حال و روز نزار ما، به هزار زاری، ما را به مرگ رساند.
سرخ شد چهره زردم ز سرشک گلگون
که مرا یار بدان چهره گلناری کشت
هوش مصنوعی: چهرهی زرد من از اشکهای قرمز به سرخی درآمد، زیرا محبوب من به خاطر آن چهرهی گلی رنگم مرا به شدت تحت تأثیر و درد قرار داد.
بارها ناز توام کشت و عجب می دارم
زان شکر خنده شیرین که بسر باری کشت
هوش مصنوعی: بارها زیباییها و ناز تو مرا شکار کرده است و من از آن لبخند شیرینی که در میان درد و رنج وجود دارد، شگفتزدهام.
گفتمش: یار منی، گفت که: اغیار، نه یار
اندرین شیوه مرا یار باغیاری کشت
هوش مصنوعی: به او گفتم: تو یار من هستی، اما او در پاسخ گفت: نه، کسی که به این شیوه رفتار میکند، یار من نیست. یار من، کسی است که به مانند باغبان با من برخورد کند و به من رسیدگی کند.
جرم من چیست؟ بر پیر مغان واگویید
که: مرا ساقی از استیزه بهشیاری کشت
هوش مصنوعی: من چه گناهی کردهام؟ به دیرین کاردان بگویید که ساقی من با نوشیدن از جام حیات مرا به خواب برد.
چشم سرمست ترا دیدم و هشیار شدم
که مرا نرگس مست تو ببیماری کشت
هوش مصنوعی: وقتی چشمان سرشار از شادی تو را دیدم، ناگهان هوشیار شدم، چرا که تماشای نرگس مست تو به شدت مرا بیمار کرده است.
ز اول عشق دلم داد که: قاسم، مهراس
آخر الامر مرا یار بدلداری کشت
هوش مصنوعی: از همان آغاز عشق، دل به من گفت: قاسم، نترس، زیرا در پایان کار، معشوق من را به عشقش خواهد کشت.