برگردان به زبان ساده
جان ما را دولت عشق رخت امروز نیست
خوشتر از درد تو دولت در جهان پیروز نیست
هوش مصنوعی: امروز زندگی ما تحت تأثیر عشق توست و هیچ چیزی لذتبخشتر از رنجی که به خاطر تو میکشیم وجود ندارد. در این جهان، هیچ دولتی برتر از این عشق و درد نیست.
ساقیا، جام لبالب ده بمستان فنا
دولت امروز ما چون دولت هر روز نیست
هوش مصنوعی: ای ساقی، جام پر از شراب را به ما بده. ایام خوشی و خوشبختی ما امروز مانند روزهای قبل نخواهد بود و این دولت و شادیمان دائمی نیست.
زاهدا، از مرغ خود چندین حکایت ها مگوی
مرغ تو مرغیست، اما مرغ دست آموز نیست
هوش مصنوعی: ای زاهد، از داستانهای مرغ خود اینهمه نگو! مرغ تو، اگرچه مرغی است، اما آنطور که تو فکر میکنی، دستآموز و قابل مهار نیست.
واعظا، تو کی رسی در صوفیان ذوالجلال؟
درد تو کهنه نگشت و روز تو نوروز نیست
هوش مصنوعی: ای واعظ، تو چه زمانی به مقام صوفیان با جلال میرسی؟ درد و رنج تو هرگز کهنه نمیشود و روز تو مانند روز نو نیست.
گر تو مرد راه عشقی عشق را کن اختیار
نور عرفان در کجا، چو درد عالم سوز نیست؟
هوش مصنوعی: اگر به محبت و عشق واقعی پایبند هستی، باید عشق را انتخاب کنی. نور و روشنایی جزء عرفان کجاست، هنگامی که درد و رنج جهانی وجود دارد؟
خواست زاهد طعنه ای بر عاشقان، اما نشد
عقل میداند که عشق اندر دلش مر کوز نیست
هوش مصنوعی: زاهد میخواست عاشقان را سرزنش کند، اما عقل به او میگوید که عشق در دلش وجود دارد و نمیتواند آن را انکار کند.
ناصحا دیگر میفکن تیر بر قاسم، برو
خوش نمیآید مرا تیری که آن دلدوز نیست
هوش مصنوعی: ای نصیحتگران، دیگر بر قاسم تیر نزنید، چون این کار خوشایند من نیست و تیری که دل را به درد میآورد، نمیپسندم.