برگردان به زبان ساده
میان مجلس رندان حدیث فردا نیست
بیار باده، که حال زمانه پیدا نیست
هوش مصنوعی: در جمع دوستان و شاعران، هیچ سخنی از آینده نیست. بیا و شراب بیاور، چون اوضاع و احوال این دنیا مشخص نیست.
مگر بمجلس ما محتسب نیاز آرد
که ناز را نخرند از کسی که زیبا نیست
هوش مصنوعی: مگر در مجلس ما کسی نیاز داشته باشد که دیگران زیبایی را از کسی که خود زیبا نیست، نخرند و به او بها ندهند.
دگر ز عقل حکایت بعاشقان منویس
برات عقل بدیوان عشق مجرا نیست
هوش مصنوعی: عشق و عقل دو مسیر متفاوت هستند و عشق برای خود قانونی جداگانه دارد. بنابراین، برای عاشقان نباید به عقل و منطق استناد کرد.
بیار باده، که بنیاد عمر بر بادست
بدرد درد بسازیم، اگر مصفا نیست
هوش مصنوعی: بیا شراب بیاور، چون عمر ما در حال گذر است. بیایید دردهایمان را تحمل کنیم، حتی اگر شراب خالص و پاک نباشد.
نگاهدار ادب در طریق عشق و مترس
اگرچه دوست غیورست، بی محابا نیست
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، باید به آداب و احترام توجه داشته باشی و نترس، هرچند که دوست تو ممکن است غیرتی باشد، اما او بیحساب و کتاب عمل نمیکند.
اسیر لذت تن مانده ای وگرنه ترا
چه عیشهاست که در ملک جان مهیا نیست؟
هوش مصنوعی: تو درگیر لذتهای دنیوی هستی، در حالی که اگر آزاد بودی، چه شادیها و لذتهای عمیقتری در عالم روح وجود دارد که نمیتوانی تجربه کنی.
ز طعن مردم بیگانه، قاسمی، چه خبر؟
ترا که از غم جانان بخویش پروا نیست
هوش مصنوعی: از انتقادهای بیگانگان چه خبری داری؟ تو که از غم و اندوه معشوق خود، هیچ نگرانی نداری.