برگردان به زبان ساده
ظهور بخشش حق را ذریعه بی سببی ست
وگر نه شرم گنه در شمار بی ادبی ست
هوش مصنوعی: بخشش و رحمت خداوند به هیچ دلیلی نیاز ندارد و تنها به واسطهی محبت او به بندگانش است. برعکس، احساس شرم از گناه نشانهای از ناپاکی و بیادبی به حساب میآید.
ز گیر و دار چه غم چون به عالمی که منم
هنوز قصه حلاج حرف زیر لبی ست
هوش مصنوعی: در میان مشکلات و چالشها چه غمی داری، وقتی که در دنیایی مانند من به یاد داستان حلاج هستی، که هنوز هم در دل یک راز پنهان دارد.
رموز دین نشناسم درست و معذورم
نهاد من عجمی و طریق من عربی ست
هوش مصنوعی: من به درستی رموز دین را نمیشناسم و معذورم؛ چراکه نهاد و سرشت من عجمی است و راه و روش من عربی است.
نشاط جم طلب از آسمان نه شوکت جم
قدح مباش ز یاقوت باده گر عنبی ست
هوش مصنوعی: زندگی شاداب و سرزنده را از آسمان طلب کن و به افتخار و مقام خود بسنده نکن. مانند یک لیوان شراب از یاقوت نباش، هرچند که ممکن است از انگور باشد.
به التفات نیرزم در آرزو چه نزاع
نشاط خاطر مفلس ز کیمیا طلبی ست
هوش مصنوعی: با توجه به توجه و علاقهام به آرزوهایم، درگیری و جدال شادیبخش یک فرد بیپول ناشی از نیاز به چیزهای باارزش و گرانبهاست.
بود به طالع ما آفتاب تحت الارض
فروغ صبح ازل در شراب نیم شبی ست
هوش مصنوعی: در سرنوشت ما، خورشید از زیر زمین نور صبح زود را در شراب نیمه شب منعکس میکند.
نه همپیالگی زاهدان بلای بود
خوش ست گر می بی غش خلاف شرع نبی ست
هوش مصنوعی: زاهدان که در پرهیزگاری و عبادت به هم پیوستهاند، اگرچه ظاهراً در کنار هم شادی میکنند، اما این خوشی ممکن است یک آفت باشد. زیرا اگر بیدردی و بیریایی در کارشان نباشد، بر خلاف قوانین نبی، گناه کردهاند.
هر آنچه درنگری جز به جنس مایل نیست
عیار بی کسی ما شرافت نسبی ست
هوش مصنوعی: هر چیزی که به آن فکر میکنی، فقط به نوع خاصی از چیزها توجه دارد و ارزش واقعی ما به خوشنسبی و اعتبار خانوادگیمان بستگی دارد.
عبودیت نکند اقتضای خواهش کام
دعا به صیغه امرست و امر بی ادبی ست
هوش مصنوعی: در بندگی واقعی، نباید به خواستههای شخصی اهمیت داده شود. دعا کردن باید به صورت فرمان و ارادهای از روی ادب باشد، نه به شکل درخواست و خواهش بیاحترامی.
کسی که از تو فریب وفا خورد داند
که بی وفایی گل در شمار بوالعجبی ست
هوش مصنوعی: کسی که از محبت تو، به اشتباه به وفاداری تو اعتماد کرده است، متوجه است که بیوفایی، خود نوعی عجیب و غریب از واقعیت است.
میان غالب و واعظ نزاع شد ساقی
بیا به لابه که هیجان قوت غضبی ست
هوش مصنوعی: میان شخص قدرتمند و واعظی که سخنرانی میکند، درگیری پیش آمده است. ای ساقی، بیا و به همین زودیکه باید مداخله کنی، چرا که حالا احساسات و خشم ها در اوج خود هستند.