برگردان به زبان ساده
در بند تو چشم از دو جهان دوخته ای هست
هشدار که شهباز تو آموخته ای هست
هوش مصنوعی: تو چنان در عشق و وابستگی غرق شدهای که از هر دو جهان چشم پوشیدهای، اما باید مواظب باشی که مثل پرندهای نشوی که فقط به یادگیری پرواز مشغول است.
افغان مرا بیهشی ساخته ای نیست
در زمزمه ای بوی جگر سوخته ای هست
هوش مصنوعی: تو دلم را پر از بیخبری کردهای، و در نجوای خود، بوی سوختن جگر را میشنوم.
در دیده ز رخ پرده برانداخته ای نیست
در سینه دو صد عربده اندوخته ای هست
هوش مصنوعی: در نگاه من، از چهرهات پردهبرداری کردهای، اما در دل من، با وجود اینکه هیچ چیز را نمیتوانم بگویم، صدای التهابی وجود دارد که نشاندهندهی عاشقانهها و احساسات عمیق من است.
زانسوی به میدان وفا تاخته ای نیست
زین سو هوس جانسپری توخته ای هست
هوش مصنوعی: از سوی دیگر، به میدان وفا شجاعانه پا گذاشتهای، اما از این سو تنها آرزوی فدا کردن جان خود را داری.
در راه ثوابش قد افراخته ای نیست
در بزم عتابش رخ افروخته ای هست
هوش مصنوعی: در مسیر انجام کارهای شایسته، کسی نمیتواند به خود ببالد یا خود را بزرگ کند، اما در میان نعمتهای الهی و ظرفیتهای آن، همیشه افرادی هستند که میدرخشند و توجهها را به خود جلب میکنند.
در تاب مرو غالب اگر بیهده گردد
در کوی تو گویی سگ پاسوخته ای هست
هوش مصنوعی: اگر در عشق تو دچار بیتابی شوم و حالتم نابسامان شود، در کوی تو همچون سگی زبالهجمعکن به نظر میرسم.