برگردان به زبان ساده
اگر به شرع سخن در بیان بگردانی
ز سوی کعبه رخ کاروان بگردانی
هوش مصنوعی: اگر بخواهی سخن را طبق اصول شرع تغییر دهی، مانند این است که چهره کاروان را از سمت کعبه منحرف کنی.
به نیم ناز که طرح جهان نو فگنی
زمین بگستری و آسمان بگردانی
هوش مصنوعی: با یک حرکت ناز و دلنواز، میتوانی شروعی تازه برای جهان به وجود آوری؛ زمین را فراختر کنی و آسمان را به حرکت درآوری.
به یک کرشمه که بر گلبن خزان ریزی
بهار را به در بوستان بگردانی
هوش مصنوعی: با یک اشاره کوچک میتوانی فصل بهار را به باغی که در خزان است، برگردانی و شکوفا کنی.
به خاطری که درآیی به جلوه آرایی
بلای ظلمت مرگ از روان بگردانی
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه تو با زیبایی و حضور خود، تاریکی مرگ را از روح دور میکنی.
به گلشنی که خرامی به باده آشامی
قدح ز جوش گل و ارغوان بگردانی
هوش مصنوعی: در باغی که به آرامی راه میروی و از شراب مینوشی، میتوانی از سرخی گلها و زیبایی گل کاکتوس لذت ببری.
به کوی غیر روی چون مرا به ره نگری
به جبهه چین فگنی و عنان بگردانی
هوش مصنوعی: وقتی به کوی کسی که محبوب من نیست میروی، اگر به من نگاه کنی، مثل آن میشود که تیرک ساعت را به یک سو بچرخانی و من را از مسیر خود منحرف کنی.
وفاستای شوی چون مرا به یاد آری
به خویش طعنه زنی و زبان بگردانی
هوش مصنوعی: اگر به یاد من بیفتی، همانند وفاداری همسرم، به خودت طعنه میزنی و زبانت را به سوی دیگری میچرخانی.
به بیم خوی خودم در عدم بخوابانی
به ذوق روی خودم در جهان بگردانی
هوش مصنوعی: از ترس خودم مرا در خواب عدم فرو ببری و از شادی دیدن چهرهات، مرا در این دنیا به گردش واداری.
به بذله خاطر اسلامیان بیازاری
به جلوه قبله زردشتیان بگردانی
هوش مصنوعی: اگر بخواهی دل مسلمانان را به درد بیاوری، میتوانی با نمایش خودت، نظر کسانی را که به قبله زرتشتیان میگروند، به خود جلب کنی.
اجازتی که کنم ناله، تا کجا غالب
ز لب به سینه تنگم فغان بگردانی
هوش مصنوعی: اجازه من برای ناله کردن، به کجا خواهد رسید؟ آیا تو میتوانی غم و فریاد من را به سینهام برگردانی و تبدیل به فریاد کنی؟