برگردان به زبان ساده
خشنود شوی چون دل خشنود نیابی
ترسم که زیانکار کسی سود نیابی
هوش مصنوعی: اگر از دیگران خشنود باشی حتی اگر خودت راضی نباشی، نگرانم که در این راه ممکن است به خودت ضرر برسانی و هیچ سودی برایت نداشته باشد.
از قافله گرمروان تو نباشد
رختی که به سیلش شرراندود نیابی
هوش مصنوعی: در میان گروهی از افراد موفق و پرانرژی، اثری از تو نخواهد بود که نتوانی در خروش و انرژی آنها شرکت کنی و احساس خود را نشان دهی.
فرقی ست نه اندک ز دلم تا به دل تو
معذوری اگر حرف مرا زود نیابی
هوش مصنوعی: بین دل من و دل تو فاصلهای جزئی وجود دارد. اگر نتوانی زود حرف مرا بفهمی، به خاطر این فاصله است.
بر ذوق خداداد نظردوختگانیم
در سینه ما زخم نمکسود نیابی
هوش مصنوعی: ما به لطف خداوند، عاشقان و خوش ذوقی هستیم. اما در دلهای ما زخمهای عمیق و تلخی وجود دارد که نمیتوانی آنها را ببینی.
در وجد به هنجار نفس دست فشانیم
در حلقه ما رقص دف و عود نیابی
هوش مصنوعی: ما در حال شادی و شور، به گونهای که مطابق با طبیعت انسانیامان باشد، خود را ابراز میکنیم و در جمع ما هرگز صدای سازهای دف و عود را نمیشنوی.
در مشرب ما خواهش فردوس نجویی
در مجمع ما طالع مسعود نیابی
هوش مصنوعی: در جایگاه ما، اگر به دنبال لذت و سعادت از بهشت باشی، در جمع ما خوشبختی را نخواهی یافت.
در باده اندیشه ما درد نبینی
در آتش هنگامه ما دود نیابی
هوش مصنوعی: اگر در افکار ما به عمق بادیهنشینی سرک نکشی، در خروش و هیاهویمان نیز هیچ غمی را نخواهی دید.
چون آخر حسن ست به ما ساز که دیگر
با هم کششی مانع مقصود نیابی
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی به نهایت خود رسد، بهتر است به ما بپیوندی تا دیگر هیچ مانعی بر سر راه هدفمان نباشد.
آن شرم که در پرده گری بود نداری
آن شوق که در پرده دری بود نیابی
هوش مصنوعی: آن حیا و شرمی که در دل دارد، تو آن را نداری و آن اشتیاق و آرزویی که در دل آزادی و بیان دارد، تو هرگز نمیتوانی پیدا کنی.
غالب به دکانی که به امید گشودیم
سرمایه ما جز هوس سود نیابی
هوش مصنوعی: ما به امید باز کردن یک کسبوکار وارد دکان شدیم، اما سرمایه ما جز آرزوی سود بیشتر نیست.