برگردان به زبان ساده
چون زبانها لال و جانها پر ز غوغا کردهای
بایدت از خویش پرسید آنچه با ما کردهای
هوش مصنوعی: زمانی که همه در سکوت هستند و روحها پر از هیاهو، باید از خودت بپرسی که با ما چه کردهای.
گر نهای مشتاق عرض دستگاه حسن خویش
جان فدایت دیده را بهر چه بینا کردهای؟
هوش مصنوعی: اگر به زیبایی و زیباییهای خودت اهمیت نمیدهی، پس چرا چشمانت را برای دیدن دنیا باز کردهای؟
هفت دوزخ در نهاد شرمساری مضمرست
انتقام است این که با مجرم مدارا کردهای
هوش مصنوعی: هفت جهنم در ذات شرمساری نهفته است. این که تو با مجرم مدارا کردهای، عواقب انتقام را به همراه دارد.
صد گشاد آن را که هم امروز رخ بنمودهای
مژده باد آن را که محو ذوق فردا کردهای
هوش مصنوعی: امروز که چهرهات را نشان دادهای، صد بار خوشا به حال کسانی که از لذت فردا محو شدهاند.
خوبرویان چون مذاق خوی ترکان داشتند
آفرینش را بر ایشان خوان یغما کردهای
هوش مصنوعی: زیبارویان طوری رفتار میکنند که گویی مثل ترکان هستند، و به همین خاطر، خداوند زندگی و نعمتهای زیادی را برای آنها فراهم کرده است.
خستگان را دل به پرسشهای پنهان بردهای
با درستان گر نوازشهای پیدا کردهای
هوش مصنوعی: افرادی که خستهاند، به دنبال پاسخهای ناگفته و پنهان رفتهاند. اگر تو در دلنشینیها و محبتهای خود بر آنها سایه افکندهای، نشان میدهد که چقدر به آنها توجه کردهای.
چشمه نوش است از زهر عتابت کام جان
تلخی می در مذاق ما گوارا کردهای
هوش مصنوعی: چشمهی لذتی است که از تلخی سخنانت میجوشد و جان ما را شیرین کرده است.
ذرهای را روشناس صد بیابان گفتهای
قطرهای را آشنای هفت دریا کردهای
هوش مصنوعی: تو به یک ذره روشنی و هویت بخشیدهای و آن را در بیابانهای وسیع شناختهای؛ همچنین به یک قطره، آشنایی با اقیانوسها و دریاها دادهای.
دجله میجوشد همانا دیدهها جویای تست
شعله میبالد مگر در سینهها جا کردهای؟
هوش مصنوعی: رود دجله به شدت در حال جوشیدن است و چشمان ما به دنبال تو هستند. آیا این شعله در دلها وجود دارد یا در جایی دیگر؟
جلوه و نظاره پنداری که از یک گوهرست
خویش را در پرده خلقی تماشا کردهای
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که تو گویی خود را در آیینهای از آفرینش مشاهده کردهای، گویی که زیبایی و جلوهای از وجود یک گوهر را مشاهده میکنی.
چاره در سنگ و گیاه و رنج با جاندار بود
پیش از آن کاین دررسد آن را مهیا کردهای
هوش مصنوعی: راه حل در سنگ و گیاه و زحمت با موجودات زنده بود، پیش از آنکه این لحظه به وقوع برسد، تو آن را آماده کردهای.
دیده میگرید، زبان مینالد و دل میتپد
عقدهها از کار غالب سر به سر وا کردهای
هوش مصنوعی: چشمها به اشک آمده و زبان در حال شکایت است، در حالی که دل به شدت میتپد و غمها و مشکلات کاملاً نمایان شدهاند.