برگردان به زبان ساده
حق که حقست سمیع ست فلانی بشنو
بشنو گر تو خداوند جهانی بشنو
هوش مصنوعی: اگر حقیقتی وجود داشته باشد، آن حقیقت شنیدنی است. ای کسی که صاحب جهان هستی، به این حقیقت گوش فرا بده.
لن ترانی به جواب ارنی چند و چرا؟
من نه اینم بشناس و تو نه آنی بشنو
هوش مصنوعی: تو مرا نخواهی دید و به من نخواهی گفت چرا و چگونه؟ من این نیستم که به شناخت تو بیایم و تو نیز آنچه هستی را نخواهی شناخت. پس به این نکته توجه کن.
سوی خود خوان و به خلوتگه خاضم جا ده
آنچه دانی بشمار آنچه ندانی بشنو
هوش مصنوعی: به سوی خود فراخوان و مرا در مکانی که خلوت و آرام است، جای بده. آنچه را که میدانی بشمار و آنچه را نمیدانی، گوش کن.
پرده ای چند به آهنگ نکیسا بسرای
غزلی چند به هنجار فغانی بشنو
هوش مصنوعی: چند پرده را با نغمه زیبای نکیسا بخوان و چند غزل را به شیوه درست بشنو.
لختی آیینه برابر نه و صورت بنگر
پاره ای گوش به من دار و معانی بشنو
هوش مصنوعی: مدتی در آیینه نگاه کن و به چهرهات توجه کن، کمی به من گوش بده و مفاهیمی را بشنو.
هر چه سنجم به تو ز اندیشه پیری بپذیر
هر چه گویم به تو از عیش جوانی بشنو
هوش مصنوعی: هر چه به تو بگویم دربارهٔ فکر و نگرانیهای پیری است، پس این را بپذیر. اما هر چه از لذتها و شادیهای جوانی برایت میگویم، به دقت گوش کن.
داستان من و بیداری شبهای فراق
تا نخسبی و به پاسم ننشانی بشنو
هوش مصنوعی: قصه من و بیداری شبهای دوری را بشنو، تا زمانی که خواب نرم نری و بر پایت ننشینم.
چاره جو نیستم و نیز فضولی نکنم
من و اندوه تو چندان که توانی بشنو
هوش مصنوعی: من به دنبال راه حل نیستم و همچنین در کارهای تو دخالت نمیکنم؛ اما اگر میخواهی درباره غم تو صحبت کنم، به اندازهای که میتوانی، به من بگو.
زین که دیدی به جحیمم طلب رحم خطاست
سخنی چند ز غمهای نهانی بشنو
هوش مصنوعی: اگر دیدی که در آتش عذاب هستم، به اشتباه از من رحم خواستن نکن. چند کلمهای از غمهای پنهانم را بشنو.
نامه در نیمه ره بود که غالب جان داد
ورق از هم در و این مژده زبانی بشنو
هوش مصنوعی: نامه در میانه راه بود که غالب جان خود را فدای آن کرد و ورق از هم باز شد، حالا این خبر خوش را بشنو.