برگردان به زبان ساده
طاق شد طاقت ز عشقت بر کران خواهم شدن
مهربان شو ور نه بر خود مهربان خواهم شدن
هوش مصنوعی: عشق تو به اندازهای طاقت فرسا شده که دیگر تحملش برایم دشوار است. پس خواهش میکنم مهربان باش، وگرنه خودم هم مجبور میشوم به خودم مهربانی کنم.
خار و خس هرگه در آتش سوخت آتش می شود
مردم از ذوق لبت چندان که جان خواهم شدن
هوش مصنوعی: هر بار که خار و خس در آتش میسوزند، آتش به قدری حیاتبخش است که مردم از شوق و لذت لبهایت، به حدی شگفتزده میشوند که گویی جانشان را میدهند.
در تبند از تاب رشک طاقت نظاره ام
خوش بیا کامشب بهشت دشمنان خواهم شدن
هوش مصنوعی: در حالتی که از حسادت دیگران به شدت دچار هیجان و ناراحتی هستم، امیدوارم امشب با خوشحالی و سرور به جمع دشمنان بروم و از زندگی لذت ببرم.
محو گشتم در تغافل برنتابم التفات
گر به چشمم جا دهی خواب گران خواهم شدن
هوش مصنوعی: در حالتی غرق در بیتوجهی هستم و نمیتوانم توجه کسی را به خود جلب کنم. اگر تو جایی برای من در چشمهایت پیدا کنی، به خواب عمیقی خواهم رفت.
آبم از شرم وفا و از خودم پا در گل ست
تا نپنداری که از کویت روان خواهم شدن
هوش مصنوعی: من از شرم و وفای خود در حالتی هستم که حتی نمیتوانم از خودم حرکت کنم، تا اینگونه فکر نکنی که به راحتی از سوی تو دور میشوم.
پیش خود بسیارم و بسیار مشتاق توام
تا کجا صرف گداز امتحان خواهم شدن
هوش مصنوعی: من در دل خود همیشه به یاد تو هستم و بسیار مشتاق دیدارت هستم. تا چه زمانی باید تحمل سختیها و آزمایشها را به خاطر تو بر دوش بکشم؟
گرم باد از نغمه بزم دعوت بال هما
ساز آواز شکست استخوان خواهم شدن
هوش مصنوعی: اگر بادی گرم از صدای خوش محفل به گوشم برسد، میخواهم همچون پرندهای آزاد بال و پر بگشایم و به سوی آن آواز پرواز کنم، تا جایی که جانم از شوق فریاد کند.
با هوس خویش ست حسن و از وفا بیگانه است
مهر کم کن ور نه بر خود بدگمان خواهم شدن
هوش مصنوعی: با آرزوهای خود در پی زیبایی هستی و از وفا و صداقت بیخبر. اگر عشق را کمرنگ کنی، ممکن است به خودم مشکوک شوم.
بس که فکر معنی نازک همی کاهد مرا
شاهد اندیشه را موی میان خواهم شدن
هوش مصنوعی: به خاطر فکر و تأمل در مفاهیم عمیق و ظریف، احساس میکنم که در برابر اندیشههایم کمفروغ میشوم و به زودی دلم میخواهد که به سادگی و بیپیرایهگی بازگردم.
لذت زخمم چو خون غالب در اعضا میدود
رنج اگر اینست راحت را ضمان خواهم شدن
هوش مصنوعی: لذت زخم من شبیه به خونی است که در همه جا پخش میشود؛ اگر این درد است، من حاضرم برای راحتی ضمانت کنم.