برگردان به زبان ساده
چون شمع رود شب همه شب دود ز سرمان
زین گونه کرا روز به سر رفت؟ مگرمان
هوش مصنوعی: وقتی که شمع در شب خاموش میشود، دود آن بر سر ما مینشیند. آیا میدانید که چه کسی روز را به پایان میرساند و ما را با این حالت رها میکند؟
آذر بپرستیم و رخ از شعله نتابیم
ای خوانده به سوی خود ازین راهگذرمان
هوش مصنوعی: ما باید آذر را بپرستیم و از شعلهها دوری کنیم، ای کسی که به سوی ما میخوانی و ما را به این راه هدایت میکنی.
در عشق تو ضرب المثل راهروانیم
بگذار به ره خفته و از بیشه مبرمان
هوش مصنوعی: در عشق تو مثل مسافران هستیم، بگذار آرام قدم برداریم و از دشت و جنگل دور نشویم.
از بی خردی کوی ترا خلد شمردیم
چونست که در کوی تو ره نیست دگرمان
هوش مصنوعی: ما به خاطر نادانی، محلهات را مانند بهشت تصور کردیم، اما چرا دیگر هیچ راهی به سوی تو وجود ندارد؟
مستیم بیا تن زن و لب بر لب ما نه
حاشا که بود تفرقه لب ز شکرمان
هوش مصنوعی: بیایید با هم شاد و سرمست باشیم، عشق و محبت ما را از هم جدا نکند، چرا که لبان ما همچون شکر شیرین و نزدیک به هم هستند.
طول شب هجران بود اندر حق ما خاص
از همنفسان کس نشناسد به سحرمان
هوش مصنوعی: طولانی شدن شب جدایی به حق ما ویژه است، زیرا هیچکس از دوستان نزدیک ما در صبحگاه ما را نمیشناسد.
بی وجه می آشفته و خواریم بدا ما
در میکده از ما نستانند اگرمان
هوش مصنوعی: بدون هیچ دلیل خاصی، ما در حالتی آشفته و خوار قرار داریم. اگر در میخانه از ما چیزی نخواهند، چه بر سر ما خواهد آمد؟
از ارزش ما بی هنران مانده شگفتی
در بند غم انداخته گردون به هنرمان
هوش مصنوعی: غفلت و بیتوجهی از استعدادهای ما باعث حیرت و شگفتی در جهان شده و زمانه ما را در افسردگی و غم گرفتار کرده است.
چون تازگی حوصله خویش نداند
داند که بود ناله به امید اثرمان
هوش مصنوعی: وقتی انسان حوصله و صبر تازهای نداشته باشد، میفهمد که چرا برای رسیدن به نتیجه، صداهایی از دل برمیآید.
غالب چه زیان ناله اگر گرمروی کرد
سوزی به دل اندر نه و داغی به جگرمان
هوش مصنوعی: اگر غالب با صدای دلbreaking ناله کند، چه ضرری دارد؟ چرا که در دل ما آتش سوزانی وجود دارد و جگرمان داغ است.