برگردان به زبان ساده
درد ناسازست و درمان نیز هم
دهر بی پروا و یزدان نیز هم
هوش مصنوعی: درد همیشه وجود دارد و درمان آن نیز سخت است. زمان هم بیتوجه است و خداوند نیز همینطور.
اجر ایمان سود دانش گو مده
آن که دانش داد و ایمان نیز هم
هوش مصنوعی: ایرادی ندارد که شخصی به دانش و علم دست یابد، اما اگر آن علم بدون ایمان باشد، ارزشی ندارد. در واقع، مهمتر از دانش، ایمان است که باید در کنار آن باشد.
شه ز بزمم گر براند غم کراست؟
فارغم از ننگ حرمان نیز هم
هوش مصنوعی: اگر شاه از میخانهام بیرون کند، غم چه کسی را میزند؟ من از ننگ محرومیت نیز راضیام.
طاعتم می نگذرد اندر خمار
نیست باقی ذوق عصیان نیز هم
هوش مصنوعی: طاعت و بندگی من دیگر از مستی و شوری که داشتم، نمیگذرد. دیگر از لذت گناهان نیز خبری نیست.
عشق و آن گه استعارات دروغ
ای دژم زخم و نمکدان نیز هم
هوش مصنوعی: عشق و استعارههای نادرست باعث درد و رنج میشوند، و کمبود صمیمیت هم این زخمها را بیشتر میکند.
من که هر دم بی اجل میرم همی
می توانم زیست بی جان نیز هم
هوش مصنوعی: من هر لحظه بدون اینکه به مرگ فکر کنم زندگی میکنم و میتوانم حتی بدون داشتن جان هم زندگی کنم.
رفته است از دل نشاط بزم و باغ
وان هوای ابر و باران نیز هم
هوش مصنوعی: احساس شادی و سرزندگی از دل رفته است، و حتی هوای ابری و بارانی هم دیگر حس خوشایندی ندارد.
خامشی تنها نه جان را می گزد
این نواهای پریشان نیز هم
هوش مصنوعی: خاموشی فقط روح را نمی آزارد، بلکه این آهنگهای آشفته نیز معذبی ایجاد میکنند.
آن که پندارند حافظ بوده است
غالب آشفته بود آن نیز هم
هوش مصنوعی: کسی که تصور میشود حافظ بوده، خود نیز دچار آشفتگی و پریشانی بوده است.