برگردان به زبان ساده
بود بدگو ساده با خود همزبانش کردهام
از وفا آزردنت خاطرنشانش کردهام
هوش مصنوعی: من با کسی که بد صحبت میکند و ساده است، همصحبت شدهام و از وفاداریام به تو او را از ناراحتی تو آگاه کردهام.
بر امید آن که اختر در گذر باشد مگر
هرزه میگویم که بر خود مهربانش کردهام
هوش مصنوعی: امید دارم که تقدیر به گونهای پیش رود، اما با این حال به خودم میگویم که برای عزیزم مهربان بودهام.
گوشه چشمش به بزم دلربایان با من است
وقت من خوش باد کز خود بدگمانش کردهام
هوش مصنوعی: در گوشه چشمانش اشارهای به جشنها و مجالس زیبایی دارد که با من است. خوشحالم که وقتیام را در کنار او میگذرانم، هرچند خودم به خاطر بدگمانیام او را ناراحت کردهام.
جان به تاراج نگاهی دادن از عجزم شمرد
آن که منع ربط دامن با میانش کردهام
هوش مصنوعی: کسی که به ظرافت و به دقت در نگاهش به من، بیپناهیام را متوجه شده و این را میسنجد که من چگونه با احترام به او نزدیک شدهام و او را از خود دور کردهام.
دل ز جوش گریه گر بر خویشتن بالد رواست
قطرهای بودهست و بحر بیکرانش کردهام
هوش مصنوعی: اگر دل انسان به خاطر غم و اندوه خود اشک بریزد، اشک او قابل قبول است. زیرا او تنها یک قطره است و آن غم به دریا و عمق بیپایانی تبدیل شده است.
در حقیقت ناله از مغز جان روییدهایست
کز برای عذر بیتابی زبانش کردهام
هوش مصنوعی: در واقع، نالهای که میزنم از عمق وجودم نشأت میگیرد و من به خاطر بیتابیام، آن را با زبان بیان کردهام.
بدگمان و نکتهچین و عیبجویش دیدهام
امتحانی چند صرف امتحانش کردهام
هوش مصنوعی: من چندین بار او را امتحان کردهام و در این مدت متوجه شدهام که همیشه بدگمان و ایرادگیر است.
در تلاش منصب گلچینیم دارد هنوز
آن که ساقی را به مستی باغبانش کردهام
هوش مصنوعی: من هنوز در تلاش هستم که به یک مقام و موقعیت خاص دست پیدا کنم، در حالی که آن کسی که مینوشد و از میگساری لذت میبرد را به مانند باغبانی مشغول به کار کردهام.
جوهر هر ذره از خاکم شهید شیوهایست
وای من کز خود شمار کشتگانش کردهام
هوش مصنوعی: هر ذره از وجودم به نوعی جانفشانی و فداکاری دارد و این نشان میدهد که من خودم را با کشتهها و قربانیهایی که به آنها وابستهام، محاسبه کردهام.
تا نیارد خورده بر بدمستی دوشم گرفت
بوسه را در گفتگو مهر دهانش کردهام
هوش مصنوعی: در شب گذشته، وقتی که در حال لذتبردن بودم، از طرفی بوسهای را که به او دادم، به گونهای مباحثهای در مورد عشق و محبت میان ما تبدیل کردم.
در طلب دارم تقاضایی که گویی در خیال
بوسه تحویل لب شکرفشانش کردهام
هوش مصنوعی: من در جستجوی چیزی هستم که گویی در خیال، بوسهای از لبهای شیرین او گرفتهام.
غالب از من شیوه نطق ظهوری زنده گشت
از نوا جان در تن ساز بیانش کردهام
هوش مصنوعی: از من، روش سخن گفتن به اوج خود رسید و به واسطهی نغمه، روحی در بدن زنده شد که با بیانم آن را ساختهام.