برگردان به زبان ساده
داغ تلخ گویانم لذت سم از من پرس
محو تندخویانم حیرت رم از من پرس
هوش مصنوعی: درد و رنجی که در دل دارم را بپرس تا متوجه تلخی آن شوی و از حال و هوای تندخو و عصبانیام سؤال کن تا ببینی چقدر سرگردان و حیران هستم.
موجی از شرابستم لختی از کبابستم
شور من هم از من جوی سوز من هم از من پرس
هوش مصنوعی: من مانند موجی از شراب هستم و لحظهای از کباب جدا نیستم. شوق و شوری که دارم، از خودم ناشی میشود و سوز و گداز من نیز، باز هم به خودم مربوط است.
نیست با غنودنها برگ پر گشودنها
از عدم برون آمد سعی آدم از من پرس
هوش مصنوعی: با خواب و آرامش و بیتحرکی، نمیتوان به اوج و موفقیت دست یافت. تلاش و کوشش انسان، کلید خروج از هیچ و پوچی است. از من بپرس تا بیشتر توضیح دهم.
نفس چون زبون گردد دیو را به فرمان گیر
محرم سلیمانم نقش خاتم از من پرس
هوش مصنوعی: وقتی نفس انسان رام و مطیع شود، میتواند بر دیو و شیطان غلبه کند. من در حقیقت کسی هستم که به رازهای بزرگ و اسرار الهی آشنا هستم، مانند سلیمان که صاحب قدرت و حکمت بود. از من بپرسید تا از اطلاعات و دانش من بهرهمند شوید.
ای که در دل آزاری بیش را کم انگاری
در شمار غمخواری بیشی کم از من پرس
هوش مصنوعی: ای که اگر آزارم را ببینی، آن را ناچیز میانگاری و باری از غمهای مرا نیز کم اهمیت میشماری، کمتر از اینها از من سؤال نکن.
بوسه از لبانم ده عمر خضر از من خواه
جام می به پیشم نه عشرت جم از من پرس
هوش مصنوعی: از من بخواه که بوسهای از لبانم بگیری و زندگی جاودانی خضر را طلب کنی. همچنین، جام می را که در پیش من است، بخواه و دیگر از خوشیهای جم سوال نکن.
تیغ غمزه با اغیار آنچه کرد می دانی
خنجر تغافل را تیزی دم از من پرس
هوش مصنوعی: تیغ غمزه با دیگران چه کارها که کرده است، تو خود میدانی. اکنون از من بپرس که خنجر بیاعتنایی چه تاثیری دارد.
خلد را نهادم من لطف کوثر از من جوی
کعبه را سوادم من شور زمزم از من پرس
هوش مصنوعی: من به بهشت لطفی از کوثر را دادهام، از من بخواه که کعبه را به من نسبت دهند. اگر از من بپرسی، من شور و شوق زمزم را ایجاد کردهام.
ورد من بود غالب یا علی بوطالب
نیست بخل با طالب اسم اعظم از من پرس
هوش مصنوعی: من به نام علی بن ابیطالب به دعا و ذکر مشغولم و به حق او نیکوکارم، زیرا که بخیل نیستم و به دنبال علم و معرفت هستم. از من بپرسید درباره نام بزرگ و مهمی که در دل دارم.