برگردان به زبان ساده
خون قطره قطره می چکد از چشم تر هنوز
نگسسته ایم بخیه زخم جگر هنوز
هوش مصنوعی: به آرامی اشکها از چشمانم میریزد و هنوز دردی که در دل دارم بهبود نیافته است.
با آن که خاک شد به سر راه انتظار
پر می زند نفس به هوای اثر هنوز
هوش مصنوعی: با وجودی که به خاک تبدیل شده و در مسیر انتظار قرار دارد، نفس هنوز به خاطر نشانهای از آن میکوشد و پرواز میکند.
تا خود پس از رسیدن قاصد چه رو دهد؟
خوش می کنم دلی به امید خبر هنوز
هوش مصنوعی: با دلخوشی منتظر خبر هستم، تا ببینم پس از رسیدن پیامآور، چه خبری برای من خواهد آورد.
بختم ز بزم عیش به غربت فگند و من
مستم چنان که پا نشناسم ز سر هنوز
هوش مصنوعی: بخشش و خوشی من به دور از میهمانیها و لذتهاست و من به قدری در مستی غوطهورم که حتی نمیتوانم پای خود را از سرم تشخیص دهم.
دیدار جوست دیده و دارد خجل مرا
از جوش دل نبستن راه نظر هنوز
هوش مصنوعی: نگاه کردن به او دلم را به تپش میاندازد و احساس شرم میکنم، چون هنوز نتوانستهام عواطف و احساسم را کنترل کنم.
شد روز رستخیز و به یاد شب وصال
محوم همان به لذت بیم سحر هنوز
هوش مصنوعی: روزی فرا رسیده که همه چیز در حال تغییر است، و من هنوز در حال یادآوری شب وصالی هستم که به خاطر آن لذت بیمناک سحر را تجربه کردم.
ای سنگ بر تو دعوی طاقت مسلم ست
خود را ندیده ای به کف شیشه گر هنوز
هوش مصنوعی: ای سنگ، تو نگران قدرت مسلمانان نباش! مگر خودت را در دستان شیشهای نمیبینی که همچنان لطیف و شکننده است؟
پرویزن ست تارکم از زخم خار پا
از سر برون نرفته هوای سفر هنوز
هوش مصنوعی: پرویز! من از دردهای زیاد در زندگی خستهام و هنوز نتوانستهام از همون زخمها رها شوم. با وجود این، هنوز تمایل به سفر و تجربههای جدید در دل دارم.
بلبل سزد ز غیرت پروانه سوختن
رنگین به شعله نیست ترا بال و پر هنوز
هوش مصنوعی: بلبل به خاطر عشق و غیرت پروانه باید بسوزد، اما تو که هنوز بال و پر داری، نباید به آتش عشق بیفتی.
غالب نگشته خاک به راهت تو و خدا
گردی ست پرفشان به سر رهگذر هنوز
هوش مصنوعی: خاکی که بر سر راه تو ریخته نشده، نشان از اهمیت و بزرگی تو و خداوند دارد؛ حتی در حال عبور از این مسیر، نور خداوند هنوز درخشان و پرفروغ است.