برگردان به زبان ساده
ای ذوق نواسنجی بازم به خروش آور
غوغای شبیخونی بر بنگه هوش آور
هوش مصنوعی: ای روح شگفتانگیز، دوباره به نشاط بیا و با صدای رسا و پر شور خود، غوغایی فراهم کن که همه را به فکر وادار کند.
گر خود نجهد از سر از دیده فرو بارم
دل خون کن و آن خون را در سینه به جوش آور
هوش مصنوعی: اگر خودم از درد و رنج نروم، از چشمانم اشک میریزم و آن اشک را در درون قلبم به جوش میآورم.
هان همدم فرزانه دانی ره ویرانه
شمعی که نخواهد شد از باد خموش آور
هوش مصنوعی: ای دوست دانا، آیا میدانی که در این بیابان ویران، شمعی وجود دارد که هیچگاه از وزش باد خاموش نخواهد شد؟
شورابه این وادی تلخ ست اگر رادی
از شهر به سوی من سرچشمه نوش آور
هوش مصنوعی: اگر رنج و درد به این مکان تلخ رسیده، ای کاش از شهر برای من منبعی از شادی و خوشی بیاوری.
دانم که زری داری هر جا گذری داری
می گر ندهد سلطان از باده فروش آور
هوش مصنوعی: میدانم که هر جا که بروی، زری (پول) داری. اگر پادشاه از فروشنده مشروب نکند، تو هم از آن بهرهمند خواهی شد.
گر مغ به کدو ریزد بر کف نه و راهی شو
ور شه به سبو بخشد بردار و به دوش آور
هوش مصنوعی: اگر راهی به بهشت داشته باشی و کسی تو را به آنجا دعوت کند، لازم است که بدون معطلی مقدمات را فراهم کنی و با شوق و انگیزه به آن سمت بروی. اگر کسی از تو خواسته که به او کمک کنی، باید با تمام وجود به او یاری رسانی.
ریحان دمد از مینا رامش چکد از قلقل
آن در ره چشم افگن این از پی گوش آور
هوش مصنوعی: نسیم خوش ریحان از مینا به آرامی میوزد و صدای جویبار از لابلای آن جاری است. این زیباییها توجه تو را به خود جلب میکند و دعوتت میکند تا با دقت گوش بسپاری.
گاهی به سبکدستی از باده ز خویشم بر
گاهی به سیه مستی از نغمه به هوش آور
هوش مصنوعی: گاهی با بیخیالی از شراب به خودم میآیم و گاهی به واسطهی آواز دلنواز، به هوش میآیم.
غالب که بقایش باد همپای تو گر ناید
باری غزلی، فردی زان موینه پوش آور
هوش مصنوعی: اگر روزی غزلی از من نرسد، امیدوارم همواره به یاد من باشی و برایم دعا کنی.