برگردان به زبان ساده
باده پرتو خورشید و ایاغ دم صبح
مفت آنان که درآیند به باغ دم صبح
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف حالتی خوشایند و دلپذیر در صبح میپردازد، جایی که نوشیدنی مانند نور خورشید است و کسانی که به باغ میآیند، از زیبایی و لذت آن بهرهمند میشوند. به عبارتی، صبحگاهان زمان خوبی است برای لذت بردن از طبیعت و زندگی.
آفتابیم، به هم دشمن و همدرد ای شمع
ما هلاک سر شامیم و تو داغ دم صبح
هوش مصنوعی: ما مثل خورشید هستیم که با هم دشمنی و در عین حال همدردی داریم. ای شمع، ما در غروب به شدت متضرر میشویم و تو در صبح داغ و سوزان هستی.
بعد آنان که قریب اند به ما نوبت ماست
آخر کلفت شبهاست فراغ دم صبح
هوش مصنوعی: پس از آنکه دیگران که نزدیک ما هستند، نوبت ما نیز میرسد. آخر شبها نگران هستیم، اما صبح که میشود، آرامش پیدا میکنیم.
زین سپس جلوه خور جای چراغان گیرد
شب اندیشه ز ما یافت سراغ دم صبح
هوش مصنوعی: پس از این، نور خورشید جای چراغها را در شبهای فکری ما پر میکند و صبح نزدیک است.
پیش از این باد بهار این همه سرمست نبود
شبنم ماست که تر کرده دماغ دم صبح
هوش مصنوعی: قبل از این، بهار تا این اندازه شاداب و سرزنده نبود. شبنم صبحگاهی ماست که بامداد را تروتازه کرده است.
سخن ما ز لطافت همه سر جوش میی ست
که فرو ریخته از طرف ایاغ دم صبح
هوش مصنوعی: سخن ما به نرمی و لطافت مانند میباشد که از شیشهای در صبحگاه سرریز شده است.
ذوق مستی ز هماهنگی بلبل خیزد
مفگن آواز بر آواز کلاغ دم صبح
هوش مصنوعی: شادی و لذت ناشی از هماهنگی صدای بلبل است که در صبحگاه برخاسته و آوازش را با صدای کلاغ همراه میکند.
حق آن گرمی هنگامه که دارم بشناس
ای که در بزم تو مانم به چراغ دم صبح
هوش مصنوعی: ای کس که در مجلس تو هستم و در فضایی گرم و شاداب زندگی میکنم، بدان که من در سایهسار وجود تو و در بیداری صبحگاهی، به شوق و شوقی خاص در کنارت باقی میمانم.
بوی گل گرنه نوید کرمت داشت چه داشت؟
ای به شب کرده فراموش جناغ دم صبح
هوش مصنوعی: اگر بوی گل نمیرسید و از کرامت تو خبری نبود، چه اتفاقی میافتاد؟ ای کسی که شب را به فراموشی سپردی و صبح را آغاز کردی.
غالب امروز به وقتی که صبوحی زده ام
چیدهام این گل اندیشه ز باغ دم صبح
هوش مصنوعی: امروز وقتی که صبحانه نوشیدم، این گلِ افکار را از باغ صبح چیدم.