برگردان به زبان ساده
جلایر مرکب رهوار دارد
برایش کاه و جو بسیار دارد
هوش مصنوعی: جلایر دارای اسبی سریع و چابک است و برایش علوفه و غذا به مقدار زیاد فراهم است.
چو مرکب را بر آن درگاه راند
همه مدحت سراید نَعْت خواند
هوش مصنوعی: زمانی که اسب را به درگاهی میرانند، همه شروع به ستایش و تعریف میکنند و نغمههای زیبا میخوانند.
سر از پا کِیْ شناسد تشنه کامی
که یابد مکنت شرب مدامی؟
هوش مصنوعی: آیا کسی که در پی آب است، به یاد میآورد که چقدر از آن بینصیب بوده است وقتی که به آسایش و توانایی برای نوشیدن دست مییابد؟
گدایی رنگ یک شاهی ندیده
به وصل گنج قارونی رسیده
هوش مصنوعی: کسی که هیچ وقت به زرق و برق و ثروت دست نیافته، به صورت ناگهانی به برکت و ثروتی عظیم دست پیدا کرده است.
مثال مردمان مست و مخمور
ز عقل و دین و دانش گشته مهجور
هوش مصنوعی: مردم در حالت مستی و نشئه، از عقل و دین و دانش خود جدایی میگیرند و به نوعی از آنها دور میشوند.
به شوق دیدن یاران دیرین
که آیند از ره طهران و قزوین
هوش مصنوعی: به خاطر اشتیاق دیدن دوستان قدیمی که از سمت تهران و قزوین میآیند.
عجوز و بی خود و بی تاب گشته
فرامشکارِ خورد و خواب گشته
هوش مصنوعی: زنی پیر و بیحال شده که فقط به خوردن و خوابیدن فکر میکند.
دمادم چپ زده تصنیف خوانده
کهرجان یرقه کرده تند رانده
هوش مصنوعی: به طور مداوم و بدون توقف، کسی که به سبک خاصی آواز میخواند، به طور ناگهانی و با شتاب از جایی حرکت کرده است.
تو پنداری به عجز و التماسی
ز همراهان گرفته شمپناسی
هوش مصنوعی: تو فکر میکنی که با ناتوانی و درخواستی از دوستان، میتوانی به نتیجهای دست یابی و به خواستهات برسی.
به لحنی کر صفاهان یاد دارد
ز قاش زین تَرَنگِ تنبک آرد
هوش مصنوعی: صدای دلنشینی از تنبک به گوش میرسد که یادآور لحظهای شیرین از صفاهان است.
سه مینا خورده و از دست رفته
ز یادش قصه خون بست رفته
هوش مصنوعی: سه مینا خورده و به خاطر یاد آن کسی که رفته، داستانی از رنج و غم به یادش باقی مانده است.
بیار ای جان من جام مدیره
که هر جا هست چون کرمان و زیره
هوش مصنوعی: بیا ای جانم، لیوانی از شراب بیاور که هر جا باشد، مانند کرمان و زیره است.
وزیری را اگر کشتند، کشتند
که مردم گاه نرم و گه درشتند
هوش مصنوعی: اگر وزیری را بکشند، دلیل آن این است که انسانها گاهی با لطافت و گاهی با خشونت رفتار میکنند.
نباید ترک شادی کرد و غم خورد
نه چای و قهوه را بایست کم خورد
هوش مصنوعی: نباید از شادی دست کشید و غمگین شد، همچنین نباید نوشیدنیهایی مثل چای و قهوه را کم مصرف کرد.
ستاره گه به صلح و گه به جنگ است
گهی با روم و گاهی با فرنگ است
هوش مصنوعی: ستاره گاهی در حال آرامش و گاهی در حالت جنگ است، گاهی با رومیان همنشین میشود و گاهی با فرنگیان.
کنون که جنگ عثمانی و روس است
عجم را نه فغان و نه فسوس است
هوش مصنوعی: اکنون که درگیری بین عثمانیها و روسها وجود دارد، مردم عجم نه نالهای دارند و نه شوری.
عجب دارم از آن قومی که خیزند
که خون یکدگر بیهوده ریزند
هوش مصنوعی: مرا شگفتی است از قومی که برای کارهای بیهوده و بدون دلیل به جان یکدیگر میافتند و خون همدیگر را میریزند.
گروهی بین همه بی باک و سرکش
شناور گشته در دریای آتش
هوش مصنوعی: گروهی از افراد بیپروا و سرکش در دریاهای پرآتش در حال شنا کردن هستند.
پی هیچ این جدال و جنگشان چیست؟
به قصد یکدگر آهنگشان چیست؟
هوش مصنوعی: چرا این همه درگیری و جنگ میان آنها وجود دارد؟ هدفشان از این تلاشها و نیتهایشان چیست؟
مگر دنیا نه آن دار خراب است
که از آغاز بنیادش بر آب است؟
هوش مصنوعی: آیا دنیا جز یک مکان ویران نیست که از ابتدا بر اساس ناچیزی و ناپایداری بنا شده است؟
به یاد آور که ناپلیون چهها کرد
به یک دم خرج صد میلیون چرا کرد؟
هوش مصنوعی: به یاد داشته باش که ناپلئون در یک لحظه چه کارهایی انجام داد و چرا برای آن هزینهای سنگین پرداخت.
به شهر روس آتش از چه افروخت؟
کلیساهای روسی را چرا سوخت؟
هوش مصنوعی: به چه دلیلی آتش در شهر روسی به پا شد؟ چرا کلیساهای این سرزمین دچار سوختگی شدند؟
کجا رفت آن همه اسباب جنگش
چرا خفت آتش توپ و تفنگش؟
هوش مصنوعی: کجا رفت همه وسایل و تاکتیکهای جنگیاش؟ چرا صدای آتش توپ و تفنگش خاموش شده است؟
نه آن هم قصد اسلامبول میکرد
فزونیها به زور و پول میکرد؟
هوش مصنوعی: آیا او به قصد فتح استانبول یا برای به دست آوردن قدرت و ثروت تلاش نمیکرد؟
چرا سودی ندید از پول و از زور
به خاک انگلستان رفت در گور؟
هوش مصنوعی: چرا با داشتن پول و قدرت، هیچ بهرهای نبرد و در سرزمین انگلستان به خاک سپرده شد؟
بلی دنیا سراسر هیچ و پوچ است
همه جنگ خروس و جنگ قوچ است
هوش مصنوعی: بله، دنیا چیزی جز بیمعنی بودن نیست و همهچیز در آن فقط به تنازع و درگیریهای بینتیجه شباهت دارد.