برگردان به زبان ساده
ای زلف یار من از بس معنبری
یک توده نافهای یک طبله عنبری
هوش مصنوعی: ای زلف یار من به قدری معطر است که همچون یک توده نافه و یک ظرف خوشبو میباشد.
همسایهٔ چهی پیرایه بر مهی
آذین گلشنی زیب صنوبری
هوش مصنوعی: همسایهٔ چه، زینتافزای ماه است و باغی پر از گلهای زیبا و درختان صنوبر.
گرچه در آتشی پیوسته سرخوشی
مانا سیاوشی یا پور آزری
هوش مصنوعی: با وجود اینکه در آتش هستیم، همیشه شاد و خوشحالیم، مانند سیاوش یا پور آزر.
مرغ مطّوقی مشک مخلّقی
شام معلقی دود مدوری
هوش مصنوعی: پرندهای که به خوبی آراسته شده و خوشبو است، در حال پرواز در یک فضای خاص و معلق به نظر میرسد، و دود گردی که در اطرافش هست، زیبایی این صحنه را بیشتر کرده است.
جان معظمی روح مکرِّمی
رزق مجسّمی مکر مصوّری
هوش مصنوعی: جان بزرگوار و ارجمند، روحی که به طرز خاصی مورد محبت قرار گرفته است، و روزی خاص و ملموس، تجسم یافتهای از نقاشیهای خیالانگیز.
یازی به روشنی گویی که کژدمی
جنبی فرازگنج ماناکه اژدری
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به مفهوم پیچیدگی و خطرات ناشی از عدم توجه به جزئیات اشاره دارد. به بیان سادهتر، نباید به چیزهای ظاهری و روشن ایمان بیاوریم زیرا ممکن است زیر این ظاهر، خطرات جدی و مشکلات نهفتهای وجود داشته باشد. در واقع، این عبارت به ما یادآوری میکند که همیشه باید دقت و احتیاط کنیم و به عمق مسائل نگاه کنیم، زیرا ممکن است چیزهایی که به ظاهر ساده و بیخطر به نظر میرسند، در واقع نباشند.
بندی بههر دمی دلها بههر خمی
زلفا به موی تو نیکو دلاوری
هوش مصنوعی: در هر لحظه، دلها به زیبایی و سادگی زلفها و موهای تو وابستهاند و تو را به عنوان یک دلاور و زیبای دلانگیز میشناسند.
از اشک و چهر من بس سیم و زر تراست
جعدا به جان تو بیحد توانگری
هوش مصنوعی: از اشکهای من و چهرهام، تنها به خاطر تو، ثروت و زیبایی بسیار است. موی تو بینهایت ارزشمند است.
چون چهرهٔ بخیل چون ساقهٔ نخیل
پر عقده و خمی پر چین و چنبری
هوش مصنوعی: چهرهٔ آدم بخیل شبیه به ساقهٔ درخت نخل است؛ پر از عقدهها و چین و چروکهای فراوان.
پیرامن قمر از مشک هالهای
برگردن پری از نافه پرگری
هوش مصنوعی: در اطراف ماه، حلقهای از عطر خوش مشک وجود دارد که بر گردن دختری زیبا از نافهای پر از گل آویزان است.
غایب بود غمم تا در مقابلی
حاضر بود دلم تا در برابری
هوش مصنوعی: غمم زمانی که او در برابر من بود، غایب بود و قلبم وقتی او حاضر بود، بیخبر از این درد میگذشت.
گویی نهکافرم گویی نه ظالمم
واللهکه ظالمی بالله که کافری
هوش مصنوعی: انگار نه من کافر هستم و نه ظالم، اما به خدا قسم که ظالمی وجود دارد و من هم کافرم.
ظالم نهیی چرا مردم به خون کشی
کافر نیی چرا ایمان زکف بری
هوش مصنوعی: ای ستمگر، چرا مردم را به کشتار و ظلم میکشی؟ آیا بیدین هستی که ایمان را در دستانت رها کردهای؟
طوفان اشک من عالم خراب کرد
تو سالمی مگر نوح پیمبری
هوش مصنوعی: اشکهای من مانند طوفانی ویرانکننده است، اما تو در این میان سالم و بینقصی، انگار که نوح پیامبر هستی.
با اینکه ازگناه داری رخی سیاه
در باغ جنتی برگردکوثری
هوش مصنوعی: با اینکه گناهان زیادی داری، اما میتوانی در بهشت به زیبایی و شکوه بازگردی.
بر مو فسون دمند افسونگرن و تو
هم مایهٔ فسون هم خود فسونگری
هوش مصنوعی: افرادی که به موها جادو میزنند، جادوگری میکنند و تو نیز نه تنها جادوگری، بلکه خودت هم جادویی هستی که دیگران را تحت تأثیر قرار میدهی.
گر دیو راهزن ور دزد خانهکن
با آن پسر عمی با این برادری
هوش مصنوعی: اگر دیو شبانه به سراغت بیاید یا دزدی به خانهات حمله کند، با آن پسر عمویت که اینجا برادر توست، میتوانی مقابله کنی.
بال فرشتهیی زانرو مکرمی
لام نوشتهیی زانرو مدوری
هوش مصنوعی: در این بیت، مفهوم زیبایی و والایی که به واسطهی نوشتاری خاص به وجود آمده، ارائه شده است. به نوعی اشاره به عظمت و لطافت فرشتهای دارد که خصلتهای نیک را در خود دارد و به دلیل این ویژگیها، موفقیت و مقام او ستایش میشود.
در موی پر شکن شیطان کند وطن
مو یا تو خود به فن شیطان دیگری
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به تأثیر و جاذبهای که شیطان یا وسوسههای منفی میتواند بر انسان بگذارد اشاره میکند. او میگوید که شاید زیبایی یا جاذبهای که در موی کسی وجود دارد، باعث شود که آن فرد تحت تأثیر شیطان قرار بگیرد. اما همچنین به این نکته اشاره دارد که خود فرد نیز میتواند با استفاده از هنری که دارد، به نوعی شیطان دیگری باشد. در واقع، هر کسی میتواند بر اثر وسوسهها و خواستههای ناسالم، به سمت انحراف برود یا به دیگران آسیب برساند.
آن چهره آتشست تو دود آتشی
وان روی مجمرست تو عود مجمری
هوش مصنوعی: آن چهره تو مانند آتش میسوزد و تو مانند دودی هستی که از آتش برمیخیزد. آن روی تو مانند مجمر است و تو مانند چوب عود درون آن.
گاهی به شکل میم برگشته حلقهای
گاهی چو نقش لام خمّیده چنبری
هوش مصنوعی: گاهی به صورت حرف میم در میآید و حلقهای شکل میگیرد، گاهی هم به شکل حرف لام که به سمت چپ خم شده و حالت چنبرهای پیدا میکند.
اینخود ضرور نیست کز وصف تو قلم
خود عطسه میزند از بس معطری
هوش مصنوعی: ذکر و توصیف تو چنان خوشبو و دلپذیر است که نیازی به وصف بیشتری نیست؛ اینقدر که قلم خودش به احساس عطسه میافتد.
تو درخور منی من درخور تو زانک
تو نادری به حسن من در سخنوری
هوش مصنوعی: تو برای من مناسب و شایستهای و من هم برای تو، زیرا تو در زیبایی و حسن نیکو، یکتایی و بیهمتایی.
هم من به حسن شعر مقبول عالمم
هم تو به حسن شعر مشهور کشوری
هوش مصنوعی: من به خاطر زیبایی شعرم در دنیا شناخته شدهام و تو هم به خاطر زیبایی شعرت در سرزمین خود معروفی.
زلفا ستایشت زانرو کنمکه تو
چون خلق صدر دین نیک و معنبّری
هوش مصنوعی: موهای زیبای تو را ستایش میکنم، زیرا تو همچون دیگران، در دین نیکو و راهنمایی خوب هستی.
مهدی هادی آنک نوکرده عدل او
آیین احمدی قانون حیدری
هوش مصنوعی: مهدی هادی با برقراری عدالت، اصول نیک محمدی را بازآورده و قوانین علی را زنده کرده است.
هر جا که قهر او فردوس دوزخی
هرجا که مهر او غسلین کوثری
هوش مصنوعی: هر کجا که خشم او حاکم باشد، آن مکان شبیه جهنم است و هر کجا که محبت او سپری شود، مانند بهشت و عطر بهشتی خواهد بود.
با قدر و جاه او گر دم زند عدو
گو روبها مزن لاف غضنفری
هوش مصنوعی: اگر دشمن از مقام و منزلت او سخن بگوید، به او بگویید که به خود مغرور نشود و از قدرتش بیهوده سخن نراند.
با جسم و چشم خصم با قهر تو کند
هم موی ناچخی هم مژّه خنجری
هوش مصنوعی: خصم تو با وجود و نگاهش با قهر تو دشمنی میکند، حتی یک تار موی ناچیز یا یک مژهای مانند خنجر عمل میکند.
ای مفتخر زمین از روی و رای تو
چونان که آسمان از ماه و مشتری
هوش مصنوعی: ای زمین، تو به خاطر زیبایی و اندیشهات به خود میبالیدی مانند آسمان که به خاطر ماه و سیاره مشتری میبالد.
اخیار کاینات خارند و تو گلی
ابرار ممکنات برگند و تو بری
هوش مصنوعی: نیکان و برترینهای عالم مانند خار هستند و تو مانند گلی در بین آنها میدرخشی. بزرگان امکانها مثل برگها هستند و تو از همه آنها آزاد و مستقل هستی.
طبعت ز فرط جود ناکرده هیچ فرق
خاک سیاه را از زرِّ جعفری
هوش مصنوعی: خودت به قدری بخشنده و دلرحم هستی که حتی برای خاک سیاه و زر جعفری هیچ فرقی قائل نمیشوی.
با تو اگر حسود دعوی کند چه سود
بی شعله کی کند انگشت اخگری
هوش مصنوعی: اگر کسی به تو حسادت کند، هیچ فایدهای ندارد؛ چون بدون شعله، چگونه میتواند انگشت خویش را بسوزاند؟
زادی گر از جهان خود برتری از آن
اوکمبها خزف تو پاکگوهری
هوش مصنوعی: اگر کسی از نظر معنوی یا روحی برتر از دنیا شود، او از طلا باارزشتر است، حتی اگر ظاهراً چیزی کمارزش مانند شیشه به نظر برسد.
صفرست اگرچه هیچ لیکن ز رسم او
افزون شود عدد هرگه که بشمری
هوش مصنوعی: این بیت به این معنا اشاره دارد که اگرچه صفر خود چیزی را نشان نمیدهد و به تنهایی ارزشی ندارد، اما به دلیل طبیعت و قواعد شمارش، هر بار که آن را بشماری، تعداد بیشتری به دست میآوری. به عبارت دیگر، حتی کمترین چیزها هم میتوانند در حیات یا محاسبات اهمیت خود را پیدا کنند.
صفری بود جهان لیکن ترا در آن
بفزاید از عمل آیین سروری
هوش مصنوعی: جهان به خودی خود خالی و پوچ است، اما با کارهایی که انجام میدهی، میتوانی به آن روح و زندگی ببخشی و به نوعی در آن برتری و جایگاهی خاص پیدا کنی.
به هر عمل خدای دادت به دهر جای
تا خود به یاد گنج ویرانه بسپری
هوش مصنوعی: به هر کاری که انجام میدهی، خداوند جا و موقعیتی به تو میدهد تا خودت به یاد گنجی که در ویرانههاست، بیفتی.
یک نکته گویمت از بندهگوش دار
اما به شرط آنک ز انصاف نگذری
هوش مصنوعی: میخواهم نکتهای را به تو بگویم، به دقت گوش کن؛ اما شرط این است که از انصاف و بینظری دوری کنی.
تو در لباس خود گویی ز من سخن
پس تو ز لعل خویش همچون سکندری
هوش مصنوعی: شما در لباس خود به گونهای صحبت میکنی که انگار درباره من میگویی، پس از لعل و زیبایی خود مانند سکندر هستی.
القاکنی ز دل اصغاکنی به سمع
بستانی آشکار در خفیه بسپری
هوش مصنوعی: تو به من الهام میکنی و دل من را به خود جذب میکنی؛ آنچه که در باغ وجودم است به وضوح مینگاری و در نهان به من میسپاری.
طرزی دگر شنو تا گویمت عیان
از سلک شعر نه از راه ساحری
هوش مصنوعی: به روشی دیگر گوش کن تا به تو بگویم به طور واضح، این از جنس شعر است نه از طریق جادوگری.
تو یک تنی به ذات لیک از ره صفات
افزونی از هزار چون نیک بنگری
هوش مصنوعی: تو تنها یک وجود داری، اما از نظر ویژگیها و صفات، همچون هزاران نفر برتری و غنا داری، اگر با نگاهی درست و دقیق به خودت بنگری.
هست آن هزار یک وین نیست جای شک
الفاظ مشترک آن بهکه بستری
هوش مصنوعی: وجود هزار و یک داستان وجود دارد و در اینجا جای هیچ شکی نیست؛ واژههای مشترک بهتر است روی بستر معانی خود قرار گیرند.
من نیز یک تنم لیکن همیکنم
گاهی سخنوریگاهی قلندری
هوش مصنوعی: من هم یک فرد ساده هستم، اما گاهی در سخن گفتن هنرمندانه عمل میکنم و گاهی نیز به حالتی بیخیال و عارفمآبانه رفتار میکنم.
یکتن بهصد لباس یکفن بهصد اساس
گه همسر اناس گه همدم پری
هوش مصنوعی: یک نفر میتواند با ظاهرهای مختلف و در قالبهای متفاوت به زندگی ادامه دهد. گاهی به عنوان همسر انسانها و گاهی به عنوان همدم و دوست پریها (موجودات افسانهای) به نظر میرسد. این نشاندهنده تنوع در روابط و هویتهاست که فرد میتواند در شرایط گوناگون به خود بگیرد.
قاآنیا خموش بسرا سخن بههوش
هم اینت ساحری هم اینت شاعری
هوش مصنوعی: ای قاآنی، سکوت کن و به دقت گوش کن. اینجا هم جادوگری وجود دارد و هم شاعری.
اسرار خاصگان در محضر عوام
زین به کسی نگفت در منطق دری
هوش مصنوعی: معنای این بیت این است که رازها و دانشهای ویژه که در حضور افراد معمولی بیان نمیشود، به کسی گفته نشده است. در حقیقت، این رازها و مطالب عمیق در جمعهای خاص و مخصوص باقی میمانند و در محافل عمومی مطرح نمیشوند.