برگردان به زبان ساده
دوش درآمد از درم آن مه برج دلبری
سود بر آسمان سرم از در ذرّهپروری
هوش مصنوعی: شب گذشته آن معشوق زیبا با چهره دلربایش از در خانهام وارد شد، و من را تحت تاثیر شگفتانگیزش قرار داد؛ به طوری که مانند ستارهای در آسمان سرم پرتو افکند.
از دو کمند گیسوان وز دو کمان ابروان
بسته دو دست جاودان داده به چرخ چنبری
هوش مصنوعی: موهای گیسوان مانند دو کمند و ابروها مانند دو کمان، دستانی که جاودانگی را به دنیای چرخان هدیه دادهاند.
گر به دو زلفکان او شاه طغان نظر کند
همچو کبوتران زند بر در او کبوتری
هوش مصنوعی: اگر کسی به دو زلف زیبا و افسونگر او نگاه کند، مانند کبوترانی که در کنار هم مینشینند، در برابر او همانند کبوتران با عشق و شوق پرواز میکنند.
سینهٔ صاف چون سمن، عارض تر چو یاسمن
مقصد شیخ و برهمن رشک بتان آزری
هوش مصنوعی: دل او صاف و بیآلایش و شبیه به سمن است، و صورتش زیبا و مانند یاسمن میدرخشد. هدف او، یعنی شیخ و برهمن، باعث حسادت بتهای زیبای آذر میشود.
ماه فلک ز روی او خاکنشین کوی او
سنگ سیه ز موی او جسته رواج عنبری
هوش مصنوعی: ماه آسمان به خاطر زیبایی او بر زمین نشسته و در کوی او، سنگ سیاه به خاطر موی او به جست و خیز افتاده و به طرز زیبایی درخشانی پیدا کرده است.
غیرت سو و یاسمن آفت جان مرد و زن
غارت عقل و هوش من حسرت ماه و مشتری
هوش مصنوعی: غیرت و زیبایی گل یاس، جان مرد و زن را تحتتاثیر قرار میدهد و باعث غم و اندوه میشود. این احساسات، عقل و هوش من را نیز تحت تأثیر قرار داده و مرا به حسرت و آرزو برای روشنایی ماه و ستاره مشتری میکشاند.
گفت که ای اسیر تب خسته ی محنت و کرب
چند به پویهٔ تعب پایهٔ مرگ بسپری
هوش مصنوعی: گفت: ای کسی که گرفتار تب و درد و رنج هستی، چرا به دنبال بیفایدهها میروی و خود را به سمت مرگ میکشی؟
شکوه بر از غم زمان پیش سکندر جهان
تا نخوری ز بیم جان هر قدمی سکندری
هوش مصنوعی: بزرگی و عظمت خود را در زمانهای که سکندر، پادشاه جهان بود، حفظ کن، و نگذار که ترس از جان تو را در هر گامی که برمیداری محدود کند.
شاه جهان حسنعلی فارس عرصه ی یلی
غازی دشت پر دلی مهر سپهر سروری
هوش مصنوعی: حسنعلی، پادشاهی بزرگ و شجاع است که در سرزمین فارس حکومت میکند. او مانند یک جنگجوی دلیر در میدان نبرد حاضر است و خورشید وجودش، نماد قدرت و شکوه اوست.
آنکه به گاه حشمتش شمس نموده شمهای
وآنگه به بزم عشرتشکرده هلال ساغری
هوش مصنوعی: کسی که در زمان بزرگی و افتخار خود مانند آفتاب درخشان است و در میهمانیهای شادی و خوشی خود مانند هلال ماه زیبایی میآفریند.
وآنکه چو پور آتبین کرده زگرز گاوسر
مغز سر دهآک را طعمهٔ مار حمیری
هوش مصنوعی: شخصی که مانند یک تیر به هدف میزند و در دل خود قوت و استحکام دارد، باید آماده باشد که در برابر خطرات و چالشها قوی و مقاوم بماند. در این مسیر، او ممکن است با موانع و دشمنانی روبهرو شود که همچون مارهایی خطرناک هستند.
آهوی چرخ رام او شیر فلک به دام او
ملک فلک بهکام او بر ملکش بهادری
هوش مصنوعی: آهو به زیبایی و نرمی خود، تحت تسلط و فرمان شیر آسمان است. سرنوشت آسمان برای او خوشایند و در دستان اوست و بر سرزمینش دلاوری و شجاعت برقرار است.
آتش زارتشت اگر ، قبله ی خاص و عام شد
خاک سرای شاه بین معبد آدم و پری
هوش مصنوعی: اگر آتش زرتشت به سمت قبلهی خاص و عام تبدیل شود، خاک کاخ شاه میان معبد انسان و پری قرار میگیرد.
رومی روز در برش همچو غلام خلخی
زنگی شام بر درش همچو سیاه بربری
هوش مصنوعی: یک رومی در روز، به شکلی نزدیک به خدمتکار سیاهپوستی که زنگی است، در برابر او قرار دارد، و همچنان که در شب، درب منزلش به شکل یک مثل سیاه بربری زینت داده شده است.
بود اگر به طوس در اژدر اهرمن شکر
تا به حسام سام یل زود نمودش اسپری
هوش مصنوعی: اگر در طوس، اژدهای اهریمنی وجود داشت و شکر بود، تا حسام سام، قهرمان معروف، زود به آنجا بیاید و بر آن غلبه کند.
شاهبهطوس اندرون بست و درید و ریخت خون
هر که ز طالع زبون کرد ز کینه اژدری
هوش مصنوعی: شاه به طوس فرمان داد و با خشونت به دشمنان حمله کرد و هر کسی که از سر حسد و کینه به او آسیب رسانده بود، را به سختی مجازات کرد.
رستم یل ز خستگی تافت ز روی تن عنان
بر لب رود هیرمند با همهٔ دلاوری
هوش مصنوعی: رستم، پهلوان بزرگ، از شدت خستگی در حال کشمکش است و نمیتواند به راحتی بر حریفش غلبه کند. او در کنار رود هیرمند، با همه شجاعت و دلاوریاش، با چالشها مواجه شده است.
گفت که نیست کارگر تیر و سنانش بر بدن
زانکه نموده بر تنش زار دهشت ساحری
هوش مصنوعی: گفت که تیر و نیزه نمیتوانند به او آسیبی برسانند، زیرا او تحت تأثیر جادوی سحر قرار گرفته و حالتی زار و وحشتزده دارد.
هان به کجاست روی تن تا ز خدنگ پادشه
کالبدش زره شود با همه روی پیکری
هوش مصنوعی: به کجا رفتهای ای جان، که با تیر پادشاهی، تن تو باید زرهپوش شود، در حالی که تمام زیباییات در بدن توست؟
ای شه آسمان حثبم کارگشای ملک جم
داور کشور عجم وارث تاج نوذری
هوش مصنوعی: ای پادشاه آسمانی، برای من کارگشایی کن، همانطور که ملک جمشید را نجات دادی. تو داور سرزمین عجم هستی و وارث تاج نوذری.
چرخ به پیش موکبت غاشیه برکتفکشد
ماه نوت شود عنان چرخ کند تکاوری
هوش مصنوعی: آسمان با زیبایی و شکوهی که به دنبالت میآید، به سمت تو حرکت میکند. ماه نو بر خنکای آسمان در حال درخشیدن است و چرخش زمان به نیکی پیش میرود.
خصم تو مار جانگزا تیر تو آتشین قبا
شن تو هوشهنگسا جن چرا نگستری
هوش مصنوعی: دشمن تو مانند ماری خطرناک است، تیر تو آتشین و مرگبار است. چرا به او رحم نمیکنی و او را از خود دور نمیکنی؟
تات چو مرکز آسمان جا بهکنار خود دهد
زاوٌل شکل خویشتن خواست به هیأت کری
هوش مصنوعی: وقتی که تات (تکیهگاه) مانند مرکز آسمان از خود دور میشود، خواستهای درونی دارد تا به شکلی دیگر در آید و ظاهر جدیدی از خود نشان دهد.
نی غلطم که آسمان پیش تو هست نقطهسان
وز پی صولجان تو کرده چو گو مدوری
هوش مصنوعی: من در خطا نیستم، زیرا آسمان در برابر تو مانند یک نقطه به نظر میرسد و به خاطر جاذبهی تو، گویی همگی در حال حرکت به سوی تو هستند.
پادشهی ترا سزد ورنه بغیر لاغ نه
کوکبهٔ ملکشهی حشمت و جاه سنجری
هوش مصنوعی: پادشاهی برای تو مناسب است، وگرنه به جز لاغری نمیتوانی چیزی از عظمت و قدرت سلطنت را نشان دهی.
دست کریمت از کرم غیرت ابر بهمنی
طبع همیمت از همم رشک سحاب آذری
هوش مصنوعی: دست بخشندگی تو، از بزرگواری و غیرت، همچون ابر پربار است و روح تو نیز به اندازهای پرشور و شوق دارد که باعث حسادت بارانهای آذرخش میشود.
مهرهٔ بخت درکفت داو به روی داوکش
تا ببری به دس خون داو فلک به شثدری
هوش مصنوعی: تقدیر و شانس مانند تاس در دست داو است که برای به دست آوردن موفقیت باید تلاش کند. اما وقتی که در این مسیر با مشکلات روبرو میشود، سرنوشت نیز میتواند به او سختیهای بیشتری تحمیل کند.
رونق دین جعفری گرچه به تیغ دادهای
لیک ز بذل بردهیی رونق جود جعفری
هوش مصنوعی: رونق و شکوه دین جعفری اگرچه با زور و شمشیر بهدست آمده است، ولی از بخشش و generosity جعفری، بهطور بیدریغ و فراوان بهرهمند شدهای.
مهر ز شرم رای تو از عرق جبین شود
غرقه به بحر چارمین گر نکند شناوری
هوش مصنوعی: اگر محبت تو از شرم، از عرق پیشانیات جاری شود، آن وقت غرق در دریای چهارم خواهد شد، حتی اگر نتواند شنا کند.
خصم تو گر درین زمان لاف اناللهی زند
جملهٔ خلق آگهند از حرکات سامری
هوش مصنوعی: اگر دشمن تو این زمان ادعای خدایی کند، همهٔ مردم از کارهای او آگاهند و میدانند چه فریبهایی در کارش نهفته است.
پادشها حبیب تو چون ز ثنات دم زند
نیست عجب گر از سخن فخر کند بر انوری
هوش مصنوعی: وقتی پادشاه به زیباییهای تو اشاره میکند، عجیب نیست اگر بر خود ببالد و به دیگران فخر کند.
لیک به جانش ز آسمان هر نفسی غمی رسد
چون شد ار ز مرحمت غم ز روانش بستری
هوش مصنوعی: اما جان او هر دم از آسمان غمی به دل میآورد، حتی اگر به خاطر لطف و مرحمت، غم به روحش آرامیده باشد.
جنس هنر کجا برد پیش توگر نیاورد
دانی کاندرین بلد تنگ شدست شاعری
هوش مصنوعی: هنر واقعی و اصیل را نمیتوان به آسانی به تو نشان داد، زیرا در جایگاهی که تو هستی، فضای لازم برای درک آن وجود ندارد و به همین دلیل شاعرانگی و استعداد در این محیط محدود میشود.
تا که نجات هر تنی هست ز دین احمدی
تا که صفای هر دلی هست ز مهر حیدری
هوش مصنوعی: نجات و رستگاری هر انسانی در پیروی از دین پیامبر احمد (ص) است، و زیبایی و آرامش هر قلبی ناشی از محبت و محبت به حضرت علی (ع) میباشد.
باد مخالف ترا غی و ضلال بولهب
باد موالف ترا جاه و مقام بوذری
هوش مصنوعی: باد مخالف تو را به سوی ضلالت و گمراهی میکشاند، در حالی که باد موافق تو را به مقام و منزلت میرساند.
چهرهٔ دوستان تو گونهٔ دشمنان تو
این ز فرح معصفری وآن ز الم مزعفری
هوش مصنوعی: چهرههای دوستانت شبیه به چهرهی دشمنانت شده است؛ این یکی به خاطر خوشحالی و شادی است و آن یکی به دلیل غم و اندوه.