برگردان به زبان ساده
آوخا کز کین چرخ چنبری
رنج را بر عیش دادم برتری
هوش مصنوعی: آه از اینکه به خاطر کینهی دنیا، رنج و زحمت را بر شادی و لذت ترجیح دادم.
سوی دیر از کعبه یازیدم عنان
بر مسلمانی گزیدم کافری
هوش مصنوعی: من به سوی میخانه رفتم و از کعبه دور شدم، و به جای مسلمان بودن، به کفر و بیدینی گرایش پیدا کردم.
نحس را بر سعد کردم اختیار
کردم آهنگ زحل از مشتری
هوش مصنوعی: من بدی را بر خوبی انتخاب کردم و به سمت زحل که نشانهی بدی است، رو آوردم، در حالی که مشتری نمایانگر خوبی است.
از در نابخردی گشتم روان
جانب انگشتگر از عنبری
هوش مصنوعی: به خاطر نادانیام به سمت کسی میروم که همانند انگشتری ازعنبر خوشبوست.
رو سوی بوجهل جهلان تافتم
از حریم حرمت پیغمبری
هوش مصنوعی: من به سمت نادانی و ignorance رفتهام، در حالیکه از حرمت و مقام پیامبری فاصله گرفتهام.
بر در یاجوجیانکردمگذار
از رواق شوکت اسکندری
هوش مصنوعی: به دروازه قوم یاجوج و ماجوج وارد شدم و از زیر سایهبان شکوه اسکندر عبور کردم.
بردم از موسی بهارونی پیام
جانب گوسالگان سامری
هوش مصنوعی: از موسی بهارونی پیامی بردم که به گوسالگان سامری مربوط میشود.
یعنی از درگاه دارا زی سرخس
اسب راندم سوی سالو از خری
هوش مصنوعی: از دربار شخص ثروتمندی به نام دارا، با اسب سرخس به سمت سالو رفتهام.
از برای دیدن خفاش چند
دیده بربستم ز مهر خاوری
هوش مصنوعی: برای دیدن خفاش، چندین بار چشمانم را از نور خورشید بستم.
خسرو خاور حسن شه آنکه هست
دست جودش رشک ابر آذری
هوش مصنوعی: خسرو خاور، حسن شه، کسی است که دست بخشش او باعث حسادت ابرهای آذری میشود.
حیدری کز نیروی بازوی خویش
کرده در روز محابا صفدری
هوش مصنوعی: حیدر با قدرت و نیروی بازوی خود در روز جنگ و نبرد، صفا و جوانمردی به نمایش گذاشته است.
صفدریکز ذوالفقار تیغ تیز
کرده اندر دشت هیجا حیدری
هوش مصنوعی: در دشت هیجا، شخصی به نام حیدر با تیغ تیز و پرقدرتی که از ذوالفقار ساخته شده، به جنگ مشغول است.
آنکه خط استوا و خط قطب
کرده چرخ حشمتش را محوری
هوش مصنوعی: کسی که با وجود فاصلههای دور، قدرت و کامیابیاش را در مرکز قرار داده است و بر همه چیز مسلط است.
باشد از تاثیر نوش رافتش
زهر را خاصت سیسنبری
هوش مصنوعی: میتوان گفت که از تأثیر نوشیدنی خوشمزهاش، زهر هم خاصیت پیدا میکند.
تفّ تیغشگر به دریا بگذرد
آب را بخشد خواص آذری
هوش مصنوعی: اگر تیغ او (سلاحش) به دریا بیفتد، نیروی خاصی خواهد داشت و خواص آبی را به دریا میبخشد.
کرده فربه ملک را شمشیر او
گرچه همتا نیستش در لاغری
هوش مصنوعی: شمشیر او ملک را قدرتمند و نیرومند کرده، هرچند که خودش در لاغری و ضعف به سر میبرد.
خسروا ای سطح درگاه ترا
با فراز عرش اعظم برتری
هوش مصنوعی: ای خسرو، تو با جایگاه بلند و گرانقدر خود، حتی بر عرش بزرگترین مقامها و مقامها هم برتری داری.
چون سلیمان عالمت زیر نگین
لیک بیخاصیت انگشتری
هوش مصنوعی: تو همچون سلیمان هستی که دانش و قدرتی عظیم در دست داری، اما اگر نتوانی از آن به درستی استفاده کنی، مانند انگشتری بیفایده خواهی بود.
روزکین کز شورشکند آوران
گسترد دوران بساط محشری
هوش مصنوعی: روزهایی که با شور و شوق، دنیای پرهیاهو و شلوغی را رقم میزنه، به نوعی بزم و جشنی بزرگ را به وجود میاره.
گرد راهو بانگکوس و شور نای
بر ثریا راه یابد از ثری
هوش مصنوعی: نغمهها و صداها در بلندای آسمان به گوش میرسند و از اوج بلندیها نیز شنیده میشوند.
چرخ رویاند ز خاککشتگان
گونهگونه لالهای احمری
هوش مصنوعی: زندگی در حال چرخش است و از دل خاک، گیاهان و گلها بهوجود میآیند که هر کدام زیبایی خاصی دارند. این نشاندهنده تنوع و زیبایی زندگی است که از زمین میروید.
وانگهی زان لالها احمر شود
لونهای احمری گون اصفری
هوش مصنوعی: سپس رنگهای سرخ لالها به رنگهای زرد و نارنجی تغییر میکند.
از غبار ره هوایکارزار
عزم گردونی کند از اغبری
هوش مصنوعی: از غبار جاده جنگ، عزم و ارادهای گردآوری میشود که از آن غبار نشأت میگیرد.
هر فریدون فرّهیی ضحاکوار
نیزه برگیرد چو مار حمیری
هوش مصنوعی: هر انسانی که مانند فریدون قدرت و شجاعت داشته باشد، مانند ضحاک با شدت و خشم عمل خواهد کرد و در برابر دشمنان با تندی و قاطعیت میایستد.
وزگرن پتک عمودگاوسر
کاوهوش هر تن کند آهنگری
هوش مصنوعی: با پتک و چکش کارگرانی که به شکل کاوه، آهن را شکل میدهند و به هم ضربه میزنند، هر کسی میتواند آهنگری کند.
چون تو بیرون تازی از مکمن سمند
لرزه افتد در روان لشکری
هوش مصنوعی: وقتی تو سوار بر اسب تازی از مکان خود بیرون میآیی، لرزشی در روح و دل لشکری پدید میآید.
ز آب شمشیر شرربارت زمین
یابد از زلزال طبع صرصری
هوش مصنوعی: از آب شمشیر آتشین تو، زمین تحت تأثیر طبع خروشان و طوفانی تو قرار میگیرد.
باست اندر پیکر بدخواه ملک
گه نماید ناچخیگه خنجری
هوش مصنوعی: در دل آن کس که به دشمنی میکوشد، در جایی نمایان میشود که ناگهان به او ضربه میزند.
خسروا ای دست احسان ترا
در سخاوت دعوی پیغمبری
هوش مصنوعی: ای دست سخاوت تو، مانند دست خداوندی است که در بخشندگی خود ادعای پیامبری دارد.
این منم قاآنی دورانکه هست
در فنون نظم و نثرم ماهری
هوش مصنوعی: من قاآنی هستم، کسی که در دوران خود در هنر شعر و نثر به مهارت رسیدهام.
چون نیوشد نظم من در زیر خاک
آفرین گوید روان انوری
هوش مصنوعی: زمانی که شعرهای من بعد از مرگم شنیده شود، روح من به آنها آفرین میگوید.
ور ببیند عنصری اشعار من
دفتر دانش بشوید عنصری
هوش مصنوعی: اگر کسی اشعار من را ببیند، باید بداند که من هم مثل عنصری، دانش و آثار خود را در دل دارم و به یادگار میگذارم.
در سخن پیغمبرم وز کینه خصم
متهم سازد مرا در ساحری
هوش مصنوعی: من در گفتار پیامبرم هستم و دشمنان به من نسبت سحر و جادو میدهند.
تا بریزد برگها از شاخسار
ز اهتزاز بادهای آذری
هوش مصنوعی: تا زمانی که برگها از شاخهها بیفتند و بر اثر وزش بادهای ملایم و لطیف فصل آذری، به زمین بریزند.
باد ذاتت همچوذات لایزال
از زوال و شرکت و نقصان بری
هوش مصنوعی: وجود تو مانند وجود بینهایت است که از زوال، نقص و هر نوع شراکت به دور است.