برگردان به زبان ساده
عمر دراز من که پریشان گذشته است
در آرزوی گیسوی جانان گذشته است
هوش مصنوعی: زندگی من که پر از مشکلات و تنشها بودهاست، در واقع تنها در انتظار و آرزوی زیبایی و محبت محبوب سپری شده است.
ذوق وصال اگر نشناسیم دور نیست
اوقات ما همیشه به هجران گذشته است
هوش مصنوعی: اگر لذت وصل را نشناسیم، دور از انتظار نیست که زمانهای ما همیشه در یاد جدایی سپری شده است.
داریم آتشی ز تو در دل که سوختست
غیر تو هر که در دل سوزان گذشته است
هوش مصنوعی: ما آتشی از عشق تو در دل داریم که تنها خودت میتوانی آن را خاموش کنی و هیچکس دیگر نمیتواند از عهده این آتش برآید.
در دل گذشته است خیال اجل مرا
هر جا که ذکر غمزه جانان گذشته است
هوش مصنوعی: در دل من همیشه یاد مرگ حضور دارد، هر جا که به یاد زیباییهای محبوبم میافتم.
بگذر طبیب از سر درمان درد من
بیمار درد عشق ز درمان گذشته است
هوش مصنوعی: ای طبیب، از معالجه من بگذر، چون دیگر راه چارهای برای درد عشق ندارم و این درد جانکاه فراتر از درمان است.
هر دم بناوک تو که در جان گرفته جا
دل میل می کند مگر از جان گذشته است
هوش مصنوعی: هر لحظه نوای تو که در جانم جا گرفته، دل را به پرواز در میآورد، مگر اینکه از جان گذشته باشد.
زاهد ز ما مجو سر و سامان که مست عشق
ز اندیشه بی سر و سامان گذشته است
هوش مصنوعی: ای زاهد، از ما انتظار نظم و ترتیب نداشته باش، چرا که عاشق واقعی از تفکر و تامل بیرون آمده و در بینظمی عشق غرق شده است.
افغان ز چرخ گر گذرانی چه فایده
چون کار تو فضولی از افغان گذشته است
هوش مصنوعی: اگر از درد و نالهی دیگران عبور کنی، چه فایده دارد؟ زیرا کار تو تنها دخالت و فضولی در این نالههاست و هیچ تأثیری بر آنها نخواهد گذاشت.