برگردان به زبان ساده
چون شمع سوخت آتش محنت تن مرا
غم پاره پاره ساخت دل روشن مرا
هوش مصنوعی: وقتی شمع سوخت، آتش درد و رنج بدنی که داشتم، دل شاداب و روشن من را به تکههای کوچک تقسیم کرد.
بر من بسوخت در غم عشقت دل رقیب
شادم که غم بسوخت دل دشمن مرا
هوش مصنوعی: دل رقیب به خاطر عشق تو سوخت و من از این بابت خوشحالم، زیرا غم من باعث سوختن دل دشمنم شد.
واجب شد اجتناب من از ماه پیکران
چون فرض کرده اند بخود کشتن مرا
هوش مصنوعی: من از ماه پیکران باید دوری کنم، چون آنها تصمیم گرفتهاند که مرا از بین ببرند.
مردم بداغ لاله رخان گریهای ابر
خواهم که لاله زار کند مدفن مرا
هوش مصنوعی: من از مردم میخواهم برای من به یاد لالههای زردی که بر صورتشان است، اشک بریزند تا قبر من به مکانی پر از گل و زیبایی تبدیل شود.
سویم نمی کند الم بی کسی گذر
تا غم شناخت است ره مسکن مرا
هوش مصنوعی: دوست یا کسی به سوی من نمیآید و تنها به دلیل غم و خستگی احساس تنهایی میکنم، که این احساس سردرگمی و تنهایی، به منزلهی مسیری است که من را به خانهام، به جایی که آرامش و راحتی وجود دارد، میبرد.
عمریست کز لباس تعلق مجردم
نگرفته است دست غمی دامن مرا
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که از وابستگیها رها شدهام و همچنان غم و اندوهی مرا آزار میدهد.
از غم مرا نماند فضولی ره گریز
بگرفت سیل تفرقه پیرامن مرا
هوش مصنوعی: از ناراحتی، دیگر فضولی برای من نمانده است، سیل تفرقه دور من را گرفته است.