برگردان به زبان ساده
به عزم طوف خاک درگهت از دیده پا کردم
دویدم آن قدر کان خاک را چون توتیا کردم
هوش مصنوعی: با اراده و تصمیم قوی، از چشمانم به سمت خاک درگاهت حرکت کردم و آنقدر دویدم که آن خاک را مثل نقرهای درخشان کردم.
شبی رفتم به کویش نالهای کردم ز درد دل
سگ کویش ز من رنجید بد رفتم خطا کردم
هوش مصنوعی: یک شب به کوی تو رفتم و از دل خود نالهای سر دادم، اما آن سگ کوی تو از من دلخور شد و من به اشتباه عمل کردم.
تو محبوبی ز تو رسم وفاداری نمیآید
جفا کردم ترا هرگه که تکلیف وفا کردم
هوش مصنوعی: شما محبوب من هستید، اما ظاهراً وفاداری و پایبندی به احساسات شما از من برنمیآید. هر بار که تلاش کردم به شما وفا کنم، در عمل به شما آسیب رساندم.
ز سنگی کز بتانم بر سر آمد جمع شد چندان
که محنت خانه در کوی رسوایی بنا کردم
هوش مصنوعی: به خاطر سنگی که از طرف معشوقان بر من افتاد، آنقدر درد و رنج جمع شد که در کوچه رسوایی، خانهای برای زحمتهای خود بنا کردم.
گذشتم دوش در بتخانه و کردم نظر هر سو
ترا دیدم بشکر این سعادت سجده ها کردم
هوش مصنوعی: دیروز به کعبهی معبد رفتم و از هر طرف که نگاه کردم، تو را دیدم. به خاطر این خوشبختی، سجدهها کردم.
دگر با وعده مهر و وفا منت منه بر من
که من در راه عشقت خوی با جور و جفا کردم
هوش مصنوعی: دیگر به من وعده محبت و پایبندی نده، زیرا من در مسیر عشق تو به سختی و بیرحمی دچار شدم.
فضولی ذکر لعلش کردم از من عقل شد زایل
به افسونی عجب از خویشتن دفع بلا کردم
هوش مصنوعی: من درباره زیبایی او صحبت کردم و این باعث شد عقل و هوش من از بین برود. با شگفتی از خودم توانستم بلایایی را دفع کنم.