برگردان به زبان ساده
شمع بزم بهجتم مهر مه روی تو بس
مطلع خورشید اقبالم سر کوی تو بس
هوش مصنوعی: شمع جشن شادی من، نور چهره توست. مهربانی و زیبایی تو مانند خورشیدی است که بر سرنوشت من میتابد و در کوچه تو میدرخشد.
همچو نافه در سرم سودای مشک خشک نیست
نافه عطر دماغم عقد گیسوی تو بس
هوش مصنوعی: در ذهنم مانند بوی خوش مشک وجود ندارد، بلکه عطر گیسوی تو در هوا پیچیده و مرا مجذوب خود کرده است.
بهر طاعت هر کسی را هست رو در قبله
قبله من گوشه محراب ابروی تو بس
هوش مصنوعی: هر کسی به خاطر عبادت و بندگی خود، سویی دارد، اما من در جهت قبلهی خاص خود، به سمت گوشهی محراب ابروی تو نظر دارم.
از رقیبان هست مستغنی حریم درگهت
مانع وصل تو بیم تندی خوی تو بس
هوش مصنوعی: من از رقبای خود بینیازم و درگاه تو برای من مانع وصال است. من نگران تندخویی تو هستم.
آرزوی بهره دیگر ندارم از حیات
حاصل عمرم هوای قد دلجوی تو بس
هوش مصنوعی: دیگر آرزویی از زندگی ندارم، زیرا تمام آنچه از عمرم به دست آوردهام، تنها یاد و خاطرۀ نازنین وجود توست.
چون دهانت گر کند عالم تقاضای عدم
عالمی را یک نظر از چشم جادوی تو بس
هوش مصنوعی: وقتی دهانت به از بین بردن هر چیز درخواست کند، کافی است یک نگاه از چشمان سحری تو به آن عالم بیندازیم.
می فزاید زهر دشنام تو ذوق اهل دل
بهر دشنام تو اهل دل دعاگوی تو بس
هوش مصنوعی: دشنام تو برای اهل دل، به جای ناراحتی، باعث افزایش شوق و خوشحالی آنها میشود، و این افراد به خاطر تو دعا میکنند.
چشم گر بستست از عالم فضولی دور نیست
در نظر او را خیال روی نیکوی تو بس
هوش مصنوعی: اگر چشمها بسته باشد و از دنیا دور شود، در ذهنش تنها خیال چهرهٔ زیبای توست که در نظرش میدرخشد.