برگردان به زبان ساده
ناله گره از رشته کارم نگشاید
کار دلم از ناله زارم نگشاید
هوش مصنوعی: اگر نالههای من گرهای از مشکلاتم باز نکند، دل من هم از این نالههای زار و ناتوان آرام نخواهد گرفت.
مشکل که گشاید گره از کار دلم بخت
تا شانه خم زلف نگارم نگشاید
هوش مصنوعی: زمانی که مشکل من حل شود و گره از کار دلم باز شود، بهعنوان یک اتفاق خوب، خوشبختی و شانس من نمیتواند بهاندازه زیبایی و دلربایی موهای معشوقم باشد.
دولت نگشاید در اقبال برویم
تا باد نقاب از رخ یارم نگشاید
هوش مصنوعی: خوشبختی و موفقیت به سادگی در دسترس نیست و تا زمانی که شرایط مناسب نباشد، شادابی و زیبایی چهره محبوبم را نمیتوانم ببینم.
آسودگیم نیست ازین مرحله تا بخت
بر خاک سر کوی تو بارم نگشاید
هوش مصنوعی: من در این مرحله آرامشی ندارم تا زمانی که بخت من به خیابان تو بیفتد و بر من گشایش نیابد.
شوق سر کوی تو غم روی تو دارم
دور از تو دل از باغ و بهارم نگشاید
هوش مصنوعی: درد و غم فراق تو را در دل دارم و اگر دور از تو باشم، حتی دل من هم از شادی و زیبایی بیبهره میماند.
با دل مسپارید بخاکم دم مردن
تا خون نزند موج و مزارم نگشاید
هوش مصنوعی: تا زمانی که به مرگ نزدیک میشوید، دل خود را به خاک ندهید، زیرا نمیخواهید که خونتان بر زمین بریزد و جایگاهتان را بگشاید.
از خار امل غنچه مقصود فضولی
شرطست که تا اشک نبارم نگشاید
هوش مصنوعی: از خار و زحمات زندگی، تنها به هدف و آرزوی خود دست مییابیم، اما این به شرطی است که تا زمانی که درد و اشک نریختهام، به آنچه میخواهم نمیرسم.