برگردان به زبان ساده
تا سراسیمهٔ آن طرهٔ پیچان نشوی
آگه از حالت هر بیسروسامان نشوی
هوش مصنوعی: تا وقتی که از زیبایی آن موی بافتۀ پیچ در پیچ آگاه نشوی، نمیتوانی به حال کسی که در عذاب و سردرگمی به سر میبرد، پی ببری.
جمعی از صورت حال تو پریشان نشوند
تا ز جمعیت آن زلف پریشان نشوی
هوش مصنوعی: گروهی از وضعیت تو ناراحت نشوند تا تو هم از شلوغی آن موهای پریشان ناراحت نشوی.
دستگیرت نشود حلقهٔ مشکین رسنش
تا نگون سار در آن چاه زنخدان نشوی
هوش مصنوعی: اگر تو در دام عشق و زیبایی کسی گرفتار شوی، ممکن است به راحتی سقوط کنی و در مشکلات بیفتی. پس باید مراقب باشی.
بخت برگشتهات از خواب نخواهد برخاست
تا که افتادهٔ آن صف زده مژگان نشوی
هوش مصنوعی: ر fortuna بدشانس تو هرگز بیدار نخواهد شد، مگر اینکه از وضعیت ناگوار و غمانگیز ناشی از نگاههای خمیده و غمگین دیگران رهایی یابی.
داخل سلسله اهل جنون نتوان شد
تا که از سلسله عقل گریزان نشوی
هوش مصنوعی: برای ورود به جمع دیوانگان، نمیتوان بدون رهایی از زنجیر عقل و هوش، وارد شد.
قابل خنجر قاتل نشود حنجر تو
تا به مردانگی آمادهٔ میدان نشوی
هوش مصنوعی: تا زمانی که خود را برای نبرد و مواجهه با چالشها آماده نکردهای، نمیتوانی انتظار داشته باشی که سلاحات تأثیری داشته باشد.
تا پی نقطهٔ خالش نروی چون پرگار
مالک دایرهٔ عالم امکان نشوی
هوش مصنوعی: برای اینکه به درک و تسلط بر جهانی بزرگ دست یابی، ابتدا باید به عمق اصول و نکات کلیدی توجه کنی. تنها با بررسی دقیق و فهم عمیق است که میتوانی به مقام و توانایی بالاتر در علم و دانش نائل شوی.
تا نیاید به لبت جان گرامی همه عمر
کامیاب از لب جان پرور جانان نشوی
هوش مصنوعی: تا زمانی که جان گرامیات به لبت نرسد، به عمرت از لب جانپرور محبوب، کاملاً خوشحال و راضی نخواهی شد.
من که واله شدم از دیدن آن صورت خوب
تو برو دیده نگهدار که حیران نشوی
هوش مصنوعی: من از زیبایی چهرهات چنان شگفتزده و عاشق شدم که از تو میخواهم چشمهایت را ببندی و نگاه نکنی تا دچار حیرت نشوی.
گر تو را خواجه به خلوتگه خاصش خواند
بندگی را مده از دست که شیطان نشوی
هوش مصنوعی: اگر تو را شخصی مهم به محلی خاص دعوت کرد، نباید فرصتی برای خدمتگزاری را از دست بدهی؛ زیرا ممکن است وسوسههایی از سوی شیطان تو را فریب دهد.
تیرهبختی سکندر به تو روشن نشود
تا که محروم ز سرچشمهٔ حیوان نشوی
هوش مصنوعی: بدبختی سکندر برای تو آشکار نخواهد شد تا زمانی که خودت از منبع حیات و زندگی محروم شوی.
هرگز انگشت تو شایسته خاتم نشود
تا ز سر پنجهٔ اقبال سلیمان نشوی
هوش مصنوعی: هرگز انگشت تو برای نگین انگشتر مناسب نیست تا زمانی که از بندهای شانس و اقبال سلیمان برخوردار نشوی.
گر شوی ماه فروزان به فروغی نرسی
تا قبول نظر انور سلطان نشوی
هوش مصنوعی: اگر به شعف و زیبایی مانند ماه درخشان باشی، باز هم با روشنایی خاصی به جایی نمیرسی، مگر اینکه نظر سلطان بزرگ را به خود جلب کنی.
نور بخشندهٔ ابصار ملک ناصردین
که به او تا نرسی مهر درخشان نشوی
هوش مصنوعی: نور و روشنی بخش چشمها، ملک ناصرالدین است که برای رسیدن به او باید از محبت و درخشندگیاش بهرهمند شوی.