برگردان به زبان ساده
گل به جوش آمد و مرغان به خروش از همه سوی
رو بط باده به چنگ آر و بت ساده بجوی
هوش مصنوعی: گل از شوق و سرزندگی در حال جوش و خروش است و پرندگان نیز در حال آواز خواندن هستند. از هر سو خواسته میشود که باده را به دست آورده و به دنبال آن بت زیبا بروید.
گریهٔ ابر سیه خیمه نگر دشت به دشت
خندهٔ برق درخشنده ببین کوی به کوی
هوش مصنوعی: بارش باران از ابرهای تیره را که دشت به دشت میبارد، تماشا کن و از برقهای درخشان که در آسمان میدرخشند، بخند. در هر کوی و برزن، این زیبایی را ببین.
ژاله بر لاله فرو میچکد از دامن ابر
خیز و با لاله رخی ساحت گلزار ببوی
هوش مصنوعی: قطرههای شبنم بر روی گلهای لاله میریزد. از دامن ابرها برخیز و با چهرهی گلنشان خود، بوی خوش باغ را استشمام کن.
تازه کن عهد کهن با صنم باده فروش
بادهٔ کهنه بیاشام و گل تازه ببوی
هوش مصنوعی: عهد و پیمان قدیمی را با بادهفروش تجدید کن، جام شراب کهنه را بنوش و بوی گلهای تازه را استشمام کن.
تا نیفکنده سرت کوزه گر چرخ به خاک
رخت در پای خم انداز و می افکن به سبوی
هوش مصنوعی: قبل از اینکه سر کمانگر بار دیگر به دور خود بچرخد، در پای تو خم میشود و میکوشد که می را در سبو بریزد.
در میخانه برو بادهٔ دیرینه بنوش
لب دریا بنشین دامن سجده بشوی
هوش مصنوعی: به میخانه برو و نوشیدنی قدیمی را بنوش، کنار دریا بنشین و دامن خود را از خاک و کثیفی پاک کن.
صورت حال مرا سرو چمن میداند
که کشیدن نتوان پای به گل رفته فروی
هوش مصنوعی: سرو چمن حال مرا میداند و میداند که نمیتوانم از گلزار بیرون بیایم.
گفتم از گریه مگر باز شود عقدهٔ دل
آن هم از طالع برگشته گره شد به گلوی
هوش مصنوعی: گفتم شاید با گریه بتوانم دلم را آرام کنم، اما این مشکل کهنهام که به خاطر سرنوشت بد به وجود آمده، همچنان مرا میفشرد.
همه تدبیر من این است که دیوانه شوم
کودکان در پیم افتند به صد هایا هوی
هوش مصنوعی: تمام برنامهریزی من این است که به جنون بروم و کودکان در تلاطم و هیاهو دچار شوند.
راستی با خم ابروی تو نتوان گفتن
جز حدیث دم شمشیر شه معرکه جوی
هوش مصنوعی: با وجود جذابیت و زیبایی خم ابروی تو، نمیتوان هیچ حرفی زد جز داستانی شجاعانه و سرنوشتساز که در میدان نبرد اتفاق میافتد.
شرزه شیر صفت ناورد ملک ناصردین
که به او می نشود شیر فلک روی به روی
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف قدرت و دلاوری شخصیتی میپردازد که همچون شیر، شجاع و نیرومند است. او در میدان جنگ به حدی توانمند است که هیچکس نمیتواند با او رقابت کند و به نوعی، وجود او باعث تحسین و افتخار دیگران میشود.
کار فرمای شهان مرجع پیدا و نهان
که خبر دارد از اوضاع جهان موی به موی
هوش مصنوعی: مقام و قدرتی که بر شاهان کار میگرداند، کسی است که در هر حال و وضعی نهان و آشکار، از جزئیات جهان آگاهی دارد.
خوی او بخشش و دریا ز کفش در آتش
شاه بخشنده نیامد به چنین بخشش و خوی
هوش مصنوعی: شخصیت او به بخشش و generosity شباهت دارد، مانند دریا که از خود میبخشد، اما حتی در آتش و سختیها، بخشندهترین شاه هم نمیتواند به این اندازه بخشش و ویژگی را داشته باشد.
خسروا گر نه فروغی سر تحسین تو داشت
پس چرا هم سخن آرا شد و هم قافیه گوی
هوش مصنوعی: اگر زیبایی و درخشش تو نبود، پس چرا این همه شاعر برای تو شعر میسرایند و در وصف تو سخن میگویند؟