برگردان به زبان ساده
جنس گران بهای خود ارزان نمیکنی
یعنی بهای بوسه به صد جان نمیکنی
هوش مصنوعی: تو ارزش واقعی خود را نادیده نمیگیری و بوسهات را به آسانی به کسی نمیدهی.
روزی نمیشود که برغم شکرفروش
از خنده شره را شکرستان نمیکنی
هوش مصنوعی: هر روز نمیگذرد که با وجود شکرفروش، تو از ته دل نمیخندی و به شیرینی زندگی توجه نمیکنی.
برکس نمیکنی نظر ای ترک شوخ چشم
کاو را هلاک خنجر مژگان نمیکنی
هوش مصنوعی: ای دختر ترك چشمان زیبا، تو به کسی نگاه نمیکنی و او را به هلاکت نمیکشی با دلبری و ناز خود.
ای یوسف عزیز سفر کرده تا به کی
از مصر رو به جانب کنعان نمیکنی
هوش مصنوعی: ای یوسف عزیز که مدتی دور از خانه هستی، تا کی به سمت سرزمین کنعان برنمیگردی؟
گر بنگری به چشمهٔ نوشین خویشتن
دیگر خیال چشمهٔ حیوان نمیکنی
هوش مصنوعی: اگر به درون خود و به زیباییهای وجودت توجه کنی، دیگر به دنبال نوشیدن از سرچشمههای غیر واقعی و حیوانی نخواهی رفت.
دستی نمیکشی به سر زلف خود چرا
عنبر به جیب و مشک به دامان نمیکنی
هوش مصنوعی: چرا به موهایت دستی نمیکشی؟ چرا از عطر و عطر مشک استفاده نمیکنی و آنها را به خودت نمیزنی؟
یارب چه قاتلی تو که فردای رستخیز
تعیین خون بهای شهیدان نمیکنی
هوش مصنوعی: خداوندا، تو چقدر بیرحم هستی که در روز قیامت به خونبهای شهیدان احترام نمیگذاری و آن را مشخص نمیکنی.
با خط چون بنفشه و رخسار چون سمن
جایی نمیروی که گلستان نمیکنی
هوش مصنوعی: با قلمی زیبا چون گل بنفشه و چهرهای چون گل سمن، تو در هیچ جایی حاضر نخواهی شد مگر اینکه آنجا را به باغی زیبا تبدیل کنی.
تا کی فروغی از غم او جان نمیدهی
دشوار خویشتن ز چه آسان نمیکنی
هوش مصنوعی: چقدر میخواهی از غم او رنج بکشی و جان ندهی؟ چرا باید این همه سختگیری کنی، در حالی که میتوانی به راحتی این وضعیت را تغییر دهی؟