برگردان به زبان ساده
گر تو زان تنگ شکر خنده مکرر نکنی
کار را از همه سو تنگ به شکر نکنی
هوش مصنوعی: اگر تو از آن تنگی دلخوش نباشی و شکر نگذاری، کارها در همه جهات بر تو سخت و دشوار خواهد شد.
نقد جان تا ندهی کام تو جانان ندهد
ترک سر تا نکنی، وصل میسر نکنی
هوش مصنوعی: تا زمانی که جان و دل خود را فدای چیزی نکنید، محبوب شما نیز به شما عشق نخواهد ورزید. اگر سر و جان خود را رها نکنید، اتصال و پیوندی حاصل نخواهد شد.
گر ببینی به خم زلف درازش دل من
یاد سر پنجهٔ شاهین کبوتر نکنی
هوش مصنوعی: اگر به موهای بلند او نگاه کنی، دلم مثل کبوتر نمیشود که یاد شاهین بیفتد.
چرخ مینا شکند شیشهٔ عمر تو به سنگ
گر ز مینا می گلرنگ به ساغر نکنی
هوش مصنوعی: اگر در زندگی خود از زیبایی و لذتها استفاده نکنی و شاد زندگی نکنی، زمان و عمرت به هدر میرود و لحظاتت را به ناچیز میکنی.
پیر خمار تو را خشت سر خم نکند
تا گل قالبت از باده مخمر نکنی
هوش مصنوعی: تا زمانی که گلهای وجودت تحت تأثیر می مشروبات الکلی قرار نگیرند، سر آن خم نمیشود و نمیگذاری که حالت خراب شود.
چشم دارم ز لب لعل تو من ای ساقی
که براتم به لب چشمهٔ کوثر نکنی
هوش مصنوعی: ای ساقی، من چشمی دارم که از لبان شیرین تو سیراب میشود، اما اگر به من از چشمهٔ کوثر نمیخوری، چه فایدهای دارد؟
عالم بی خبری را به دو عالم ندهم
تا مرا با خبر از عالم دیگر نکنی
هوش مصنوعی: من هیچگاه دنیا و علم بیخبری را به دو عالم دیگر ترجیح نمیدهم، مگر اینکه تو مرا از دنیای دیگر آگاه کنی.
مجلسی نیست که بنشینی و غوغا نشود
محفلی نیست که برخیزی و محشر نکنی
هوش مصنوعی: هر جا که تو حاضر باشی، آرامش برقرار نیست و هیچ جمعی وجود ندارد که تو در آن شرکت کنی و صدایی بلند نشود.
همه کاشانه پر از عنبر سارا نشود
گر شبی شانه بر آن جعد معنبر نکنی
هوش مصنوعی: اگر شبی به موی زیبای او دست نکشی، هیچگاه خانهات پر از عطر خوش نمیشود.
شکر کز سلسلهٔ موی تو دیوانگیم
به مقامی نرسیدهست که باور نکنی
هوش مصنوعی: شکر که از موهای تو دیوانهام، اما به جایی نرسیدم که بتوانی به حرفم باورکنی.
دست از دامنت ای ترک نخواهم برداشت
تا به خون ریزی من دست، به خنجر نکنی
هوش مصنوعی: ای ترک، تا زمانی که دستت به خنجر آلوده نشود و من را نرنجانی، هرگز از دامن تو دست نخواهم کشید.
خون من ریخت دو چشم تو و عین ستم است
دعوی خونم اگر زین دو ستمگر نکنی
هوش مصنوعی: چشمان تو باعث ریختن خون من شدند و اگر از این دو ظالم ادعای انتقام خون من را نکنید، این به خودی خود نابرابری و ستم است.
تو بدین لعل گهربار که داری حیف است
که ثنای کف بخشندهٔ داور نکنی
هوش مصنوعی: تو به خاطر این لعل و گوهر گرانبهایی که داری، حیف است که از بخشندهی خوب و انصافدار ستایشی نکنی.
آفتاب فلکت سجده فروغی نکند
تا شبی سجدهٔ آن ماه منور نکنی
هوش مصنوعی: خورشید آسمان تا زمانی که تو شبها برای ماه روشن من سجده نکردهای، خود را پایین نمیآورد.