برگردان به زبان ساده
ای کاش جان بخواهد معشوق جانی ما
تا مدعی بمیرد از جان فشانی ما
هوش مصنوعی: ای کاش محبوب ما آرزوی جان ما را کند تا رقیب و مدعی از فدای جان ما بمیرد.
گر در میان نباشد پای وصال جانان
مردن چه فرق دارد با زندگانی ما
هوش مصنوعی: اگر محبوب در دسترس نباشد، مرگ چه تفاوتی با زندگی ما دارد؟
ترک حیات گفتیم کام از لبش گرفتیم
الحق که جای رشک است بر کامرانی ما
هوش مصنوعی: ما تصمیم به ترک زندگی گرفتیم، اما از لب او لذت بردیم. به راستی که این لحظه، موجب حسادت دیگران به خوشبختی ماست.
سودای او گزیدیم جنس غمش خریدیم
یا رب زیان مبادا در بی زیانی ما
هوش مصنوعی: ما به دلدادگی او گرفتار آمدیم و غمش را به جان خریدیم. ای خدا، نکند در حالتی که هیچ زیانی نبینیم، آسیب ببینیم.
در عالم محبت الفت بهم گرفته
نامهربانی او با مهربانی ما
هوش مصنوعی: در دنیای عشق، ارتباط نزدیک و دوستی میان ما به وجود آمده است، با این حال، بیمحبت او در مقابل محبت و مهربانی ما وجود دارد.
در عین بیزبانی با او به گفتگوییم
کیفیت غریبی است در بی زبانی ما
هوش مصنوعی: در حالی که هیچ کلمهای برای گفتن نداریم، با او به نوعی گفتگو میکنیم که خیلی عجیب است. این بیزبانی ما خود به خود پیامی را منتقل میکند.
صد ره ز ناتوانی در پایش اوفتادیم
تا چشم رحمت افکند بر ناتوانی ما
هوش مصنوعی: ما به خاطر ناتوانیمان بارها در برابر او به زمین افتادیم تا شاید توجه رحمتش به حال ما جلب شود.
تا بینشان نگشتیم از وی نشان نجستیم
غافل خبر ندارد از بینشانی ما
هوش مصنوعی: تا زمانی که ما از او بینشان شدیم، به دنبال نشانهای از او نرفتیم و غافل از این بودیم که کسی از وضعیت بینشانی ما خبر ندارد.
اول نظر دریدیم پیراهن صبوری
آخر شد آشکارا راز نهانی ما
هوش مصنوعی: در ابتدای کار، ما با نگاه اول حجاب صبر را کنار زدیم و در نهایت، رازهای پنهان ما به وضوح نمایان شد.
تا وصف صورتش را در نامه ثبت کردیم
ماندند اهل دانش پیش معانی ما
هوش مصنوعی: ما توصیف چهرهاش را در نوشته به ثبت رساندیم، مثل افرادی که دانش دارند و به معانی ما توجه میکنند.
تدبیرها نمودیم در عاشقی فروغی
کاری نیامد آخر از کاردانی ما
هوش مصنوعی: ما در عشق تلاشها و تدبیرهای زیادی کردیم، اما در نهایت هیچ نتیجهای نگرفتیم و نشان داد که در عشق موفق نیستیم.