برگردان به زبان ساده
صورتت یک باره آزادم نمود از قید هستی
پی به معنی بردهام در عالم صورت پرستی
هوش مصنوعی: چهرهات به یکباره مرا از بند وجود رها کرد و اکنون در دنیای ظاهری، به مفهوم واقعی پی بردهام.
تاب زلفت تاب مشتاقان برد در حال جنبش
ترک چشمت خون هشیاران خورد در عین هستی
هوش مصنوعی: زلف تو آنچنان جذاب و فریبنده است که دلهای عاشقان را به خود میکشاند و در حین حرکت، نگاه تو مانند تیری در دل هشیاران فرود میآید و آنها را دچار درد و احساس میکند.
هم لبان لعل تو نامم نبرد از بینوایی
هم دهان تنگ تو کامم نداد از تنگدستی
هوش مصنوعی: لبهای زیبا و قرمز تو باعث شده که نام من از فقر و نداشتن محو شود و دهان کوچکت هم نتوانسته است مرا از تنگدستی و محرومیت نجات دهد.
طالبان را نیش شوقت خوشتر است از نوشِ دارو
عاشقان را درد عشقت بهتر است از تندرستی
هوش مصنوعی: خواهان عشق، تلخی و رنج شوق را بیشتر دوست دارند از شیرینی دارو. و عاشقان، درد عشق را بر تندرستی و راحتی ترجیح میدهند.
هم تو را در عرش اعلا جسته هم در قعر دریا
ای تو مقصود فروغی بوده زین بالا و پستی
هوش مصنوعی: من تو را در اوج آسمانها جستجو کردهام و همچنین در عمق دریا. تویی که هدف و آرزوی من بودهای، چه در بلندیها و چه در پستیها.