برگردان به زبان ساده
بر در میخانه تا مقام گرفتم
از فلک سفله انتقام گرفتم
هوش مصنوعی: من در آستانهٔ میخانه به مقام و جایگاهی رسیدم و از آسمان پایینترها انتقام گرفتم.
خدمت مینا علی الصباح رسیدم
ساغر صهبا علی الدوام گرفتم
هوش مصنوعی: به صبحگاه خدمت مینا رسیدم و همیشه جام شراب طلا را در دست داشتم.
در ره ساقی به انکسار فتادم
دامن مطرب به احترام گرفتم
هوش مصنوعی: در مسیر میخانه، به خاطر احترام به ساقی و مطرب، خودم را خاضع و متواضع کردهام و دامن آنها را با احترام گرفتم.
خرقه نهادم به رهن و باده خریدم
سبحه فکندم ز دست و جام گرفتم
هوش مصنوعی: من لباس درویشی را به عنوان رهن گذاشتم و برای خود شرابی خریدم. تسبیح را از دست انداختم و جامی در دست گرفتم.
هیچ نشد حاصلم ز رشتهٔ تسبیح
حلقهٔ آن زلف مشک فام گرفتم
هوش مصنوعی: در اینجا، شاعر به حسرت و ناکامی خود اشاره میکند. او از تسبیحی سخن میگوید که به حلقهای از موهای مشکی زیبایی در نوشته تبدیل شده است. این به نوعی از عشق و یادآوری معشوق اشاره دارد که هرچند کوشش کرده، اما به نتیجهای نرسیده است. تمام تلاشهای او بدون نتیجه مانده و فقط زیبایی آن زلفها در ذهنش نقش بسته است.
پرده برانداختم از ان رخ و گیسو
کام دل از دور صبح و شام گرفتم
هوش مصنوعی: پرده را از روی چهرهات و موهایت کنار زدم و در هر صبح و شام، کام دل خود را از دیدن تو پر کردم.
ترک طلب کن که در طریق ارادت
مطلب خود را به ترک کام گرفتم
هوش مصنوعی: برای رسیدن به خواستههای بزرگ، باید از برخی تمایلات و خواستههای دنیوی خود بگذری. من در مسیر عشق و ارادت، به این نتیجه رسیدم که تنها با رها کردن برخی از خواستهها میتوان به هدف نهایی دست یافت.
خواجه ز من تا گرفت خط غلامی
تاجوران را کمین غلام گرفتم
هوش مصنوعی: من از خواجه خواستم که خط غلامی تاجوران را بگیرد و به همین دلیل به کمین غلام رفتم.
پخته شدم تا ز جام صاف محبت
نکته به دردی کشان خام گرفتم
هوش مصنوعی: من به خاطر محبت، در هر شرایطی از تجربیات و دردهایی که کشیدم، پخته شدم و درسهای ارزشمندی آموختم.
یک دو قدح می کشیدم از خم وحدت
داد دلم را ز خاص و عام گرفتم
هوش مصنوعی: من دو جام از خیام وحدت نوشیدم و دل خود را از تفاوتهای خاص و عام رهایی بخشیدم.
بس که نخفتم شبان تیره فروغی
حاجت خود زان مه تمام گرفتم
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه مدتی طولانی در شب تاریک پنهان بودم، دیگر نیازی به درخشش آن ماه کامل برای برآورده شدن خواست خود ندارم.