برگردان به زبان ساده
گر به کاری نزنم دست به جز عشق تو شاید
مرد باید نزند دست به کاری که نباید
هوش مصنوعی: اگر دست به هیچ کاری نزنم به جز عشق تو، شاید بهتر باشد که به هیچ کاری دست نزنم، مگر آنکه لازم باشد.
چون بگیرند پراکنده دلان زلف بتان را
من سر زلف تو گیرم، اگر از دست برآید
هوش مصنوعی: وقتی دلهای پراکنده را از زلف معشوقان بگیرند، من زلف تو را در دست میگیرم، اگر این کار امکانپذیر باشد.
گر گذارش به سر زلف دوتای تو نیفتد
کاروان سحر از هر طرفی مشک نساید
هوش مصنوعی: اگر کسی به زیباییهای تو توجه نکند، صبحگاهی که باید پر از شگفتی باشد، از هر سو عطر مشک را نخواهد داشت.
گر بدین پستهٔ خندان گذری در شکرستان
پس از این طوطی خوش لهجه، شکر هیچ نخاید
هوش مصنوعی: اگر از کنار این پستهٔ خندان بگذری، دیگر نیازی به شکر و شیرینی نخواهی داشت، چون صدای زیبا و خوش طوطی در شکرستان کافی است.
گر گشاید گره از کار فرو بستهٔ دلها
شانهگر زلف گرهگیر تو از هم نگشاید
هوش مصنوعی: اگر مشکلی از دلهای دربسته برطرف شود، اما زلفهای گرهخوردهات نتواند از هم باز شود، به چه دردی میخورد؟
من به جز روی دلآرای تو آیینه ندیدم
که ز آیینهٔ دل گرد کدورت بزداید
هوش مصنوعی: من هیچ آینهای به جز چهره زیبای تو ندیدم که بتواند غبار دل را بزداید و آن را پاک کند.
ترسم این باده که دور از لب میگون تو خوردم
مستیم هیچ نبخشاید و شادی نفزاید
هوش مصنوعی: میترسم که این مشروباتی که دور از لبهای زیبایت نوشیدهام، مرا مست کرده و هیچ خوشحالی برایم به ارمغان نیاورد.
پیشهٔ من شده در میکدهها شیشه کشیدن
تا از این پیشه چه پیش آید و این شیشه چه زاید
هوش مصنوعی: شغل من تبدیل شده به نشستن در میکده و کشیدن شیشه، و میخواهم ببینم از این کار چه پیش میآید و این شیشه چه چیزی به همراه دارد.
هر چه معشوق کند عین عنایت بود اما
بیش ازین جور به عشاق جگر خسته نشاید
هوش مصنوعی: هرچه محبوب انجام دهد، نشانه محبت و توجه اوست، اما دیگر نمیتوان در برابر این همه سختی و بیمهری از سوی محبوب به عاشقان خسته و دلشکسته، سکوت کرد.
شادباش ار دهدت وعدهٔ دیدار به محشر
در سر وعده اگر وعدهٔ دیگر ننماید
هوش مصنوعی: اگر کسی به تو قول ملاقات در روز رستاخیز را بدهد، خوشحال باش، اما اگر وعدهای دیگر ندهد، نگران نباش.
لایق بزم شهنشه نشود بزم فروغی
تا ز سودای غزالان غزلی خوش نسراید
هوش مصنوعی: چنانچه فردی در شان و مقام پادشاهان نباشد، نمیتواند جشنی باشکوه و درخشان برای آنان برپا کند، مگر آنکه از زیباییهای عشق و عشقورزی الهام گرفته و شعری زیبا و دلنواز سروده باشد.
ناصردین شه منصور که در معرکه، تیغش
جان دشمن بستاند، سر اعداد برباید
هوش مصنوعی: ناصرالدین شاه منصور، زمانی که در جنگ شرکت میکند، با شمشیرش جان دشمنان را میگیرد و بر شمار کشتهها میافزاید.