برگردان به زبان ساده
جان سپاری به ره غمزهٔ جانان باید
تیرباران قضا را سپر از جان باید
هوش مصنوعی: برای دستیابی به عشق معشوق، باید آمادهٔ تحمل سختیها و مشکلات شد. در این راه، انسان باید با تمام وجود و قلبی آگاه، در برابر تقدیر و سرنوشت خود ایستادگی کند و از جانش پاسداری کند.
بگذر از هر دو جهان گر سر وحدت داری
دامن کفر رها کن گرت ایمان باید
هوش مصنوعی: اگر به دنبال حقیقت و وحدت هستی، از هر دو جهان مادی فراتر برو. اگر میخواهی به ایمان دست یابی، از زنجیرهای کفر و نفاق رهایی یاب.
از پریشانی اگر جمع نگردد غم نیست
هر که را بویی از آن زلف پریشان باید
هوش مصنوعی: اگر از بینظمی و پریشانی دلخوری وجود دارد، نگران نباشید؛ چرا که هر کسی که بویی از آن موهای درهم و پریشان برده باشد، میداند که چقدر شیرین و دلانگیز است.
گریه چون ابر بهاری چه کند گر نکند
هر که را کامی از آن غنچهٔ خندان باید
هوش مصنوعی: اگر کسی نتواند از شکوفهٔ خوشبو و خندان استفادهای ببرد، اشکهایش مانند باران بهاری چه سودی دارد؟
آن که منع دلم از چاک گریبان تو کرد
خاکش اندر لب و چاکش به گریبان باید
هوش مصنوعی: آن کسی که مانع دل من از مشاهده زیباییهای تو شد، باید در خاکی دفن شود که بر لب و در چاک گریبانش وجود دارد.
چشم من قامت دلجوی تو را میجوید
زان که بر دامن جو سرو خرامان باید
هوش مصنوعی: چشم من به دنبال زیبایی قامت توست، زیرا بر دامن زینت و زیبایی باید بایستد.
عاشقان جز دهنت هیچ نخواهند آری
تشنهکامان تو را چشمهٔ حیوان باید
هوش مصنوعی: عاشقان تنها به لبهای تو نیاز دارند و غیر از آن چیزی نمیخواهند. کسانی که تشنهاند، باید از چشمهٔ حیات تو بهرهمند شوند.
عکس رخسار تو در چشم من افتاد آری
شمع افروخته را رو به شبستان باید
هوش مصنوعی: تصویر تو در چشمانم نقش بسته است، همانطور که شمعی روشن به سوی فضای تاریک میتابد.
از سر کوی تو حیف است فروغی برود
که گلستان تو را مرغ غزلخوان باید
هوش مصنوعی: از ابتدای مسیر تو، حیف است که نوری از بین برود؛ چرا که برای شکوفایی باغ تو، باید پرندهای شعرخوان وجود داشته باشد.