برگردان به زبان ساده
شب که در حلقهٔ ما زلف دلآرام نبود
تا به نزدیک سحر هیچ دل آرام نبود
هوش مصنوعی: در شب، وقتی که موهای دلفریبمان در گردن ما نبود، تا صبح هیچکس آرامش نداشت.
حلقهٔ دام نجات است خم طرهٔ دوست
وای بر حالت مرغی که در این دام نبود
هوش مصنوعی: حلقهای که به عنوان دام برای نجات محسوب میشود، همان خم موهای دوست است. چه بسا که حالتی تأسفبار داشته باشد برای پرندهای که در این دام نمیتواند گرفتار شود.
جز بدان آهوی وحشی که به من رام نگشت
دل وحشتزده با هیچ کسم رام نبود
هوش مصنوعی: فقط آن آهو که وحشی و آزاد است و نتوانستهام آن را به خودم عادت بدهم، دل وحشتزدهام هیچگاه با هیچکس آرام نگرفته است.
یار در کشتن من این همه انکار نداشت
گر در این کار مرا غایت ابرام نبود
هوش مصنوعی: محبوبم در کشتن من هیچ تردیدی نداشت، اگر من اینقدر در این موضوع اصرار و پافشاری نمیکردم.
منت پیک صبا را نکشیدم در عشق
که میان من و او حاجت پیغام نبود
هوش مصنوعی: در عشق، نیازی به واسطه و پیغام برای ارتباط با معشوق نداشتم و از این رو، خود را مدیون پیامآور نسیم صبا نمیدانم.
من از انجام جهان واقفم از دولت جام
که به جز جام کسی واقف از انجام نبود
هوش مصنوعی: من از پیآمدهای دنیا آگاه هستم؛ زیرا تنها جام است که به این حقیقت واقف است و هیچ چیز دیگری نمیتواند به این آگاهی برسد.
می خور ای خواجه که زیر فلک مینایی
خون دل خورد حریفی که میآشام نبود
هوش مصنوعی: ای آقا، مینوش که در این دنیا، کسی که غم و اندوهش را در دل دارد، نمیتواند به لذت میپردازد.
خم فرحبخش نمیگشت اگر باده نداشت
جم سرانجام نمیجست اگر جام نبود
هوش مصنوعی: اگر شراب نبود، این بزم شاداب و دلانگیز نمیتوانست وجود داشته باشد و اگر لیوانی نبود، جمشید هم به دنبال این شادی نمیرفت.
چشم بد دور که در چشمهٔ نوش ساقی
نشهای بود که در بادهٔ گلفام نبود
هوش مصنوعی: چشم بد دور، زیرا در چشمهٔ نوش، ساقی نیرویی بود که در شراب خوشرنگ وجود نداشت.
مایل گوشۀ ابروی تو بودم وقتی
که نشان از مه نو بر لب این بام نبود
هوش مصنوعی: من در آن زمان که هنوز نشانی از جوانی و زیبایی تو نبود، بسیار مشتاق و امیدوار بودم که توجهت را به خود جلب کنم.
جلوهگر حسن تو از عشق من آمد آری
صبح معلوم نمیگشت اگر شام نبود
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی بیان میکند که زیبایی و جلوههای محبوب تو به خاطر عشق من به تو نمایان شده است. به طوری که اگر شب وجود نداشت، صبح هیچ گاه به روشنی نمیرسید و معنایی نداشت. در واقع، عشق من به تو مثل شبی است که بستر ظهور زیباییهای صبح را فراهم میکند.
فتنه در شهر ز هر گوشه نمیشد پیدا
چشم فتان تو گر فتنهٔ ایام نبود
هوش مصنوعی: فتنه و آشوب در شهر از هرجا پیدا نبود، اگر زیبایی و جذبه تو در این روزها نبود.
کفر زلف تو گرفتی همه عالم را
ناصرالدین شه اگر خسرو اسلام نبود
هوش مصنوعی: با تارهای موی تو، کفر و بیایمانی همه جهان را دربرگرفته است، اگر ناصرالدین شاه خسرو اسلام نبود.
آن خدیوی که فروغی خبر شاهی او
داد آن روز که از خاتم جم نام نبود
هوش مصنوعی: خدایان و بزرگانی که در زمان گذشته وجود داشتند، امروزه نامی از آنها به جا نمانده است، اما در آن زمان، شخصی که به او اقتدار و بزرگی داده شده بود، توانایی و مقام خود را نشان داد.