برگردان به زبان ساده
هر جا سخنی از آن دهان رفت
کیفیت باده از میان رفت
هوش مصنوعی: هر زمان که صحبت از آن فرد شود، به نوعی خوبی و خاصیت شراب از بین میرود.
خوش آن که به دور چشم ساقی
سر مست و خراب از این جهان رفت
هوش مصنوعی: خوب است آن کس که در کنار چشمهای زیبا و با خمار و مستی از این دنیا به سرای دیگری گام نهاد.
بی مغبچگان نمیتوان زیست
وز دیر مغان نمیتوان رفت
هوش مصنوعی: زندگی بدون همراهان دلسوز و دوستان خوب ممکن نیست و همچنین نمیتوان از مکانهایی که شیرینی و آرامش را به ما میدهند، دور شد.
با جلوهٔ آن مه جهان تاب
آرایش ماه آسمان رفت
هوش مصنوعی: آن زیبایی و جلوهٔ آن ماه، به قدری درخشان و زیبا بود که باعث شد تمام آسمان تحت تأثیر آن قرار بگیرد و آراسته شود.
بر دست نیامد آستینش
اما سر ما بر آستان رفت
هوش مصنوعی: هرچند موفق نشدم به او نزدیک شوم، اما سرنوشت ما به درگاه او سپرده شد.
تا ابرویش از کمین برآمد
بس دل که ز دست از آن کمان رفت
هوش مصنوعی: وقتی ابروی او از پنهان بیرون آمد، دلها به شدت تحت تأثیر قرار گرفتند و از دست رفتند.
من مینو و حور خود نخواهم
تن را چه کنم کنون که جان رفت
هوش مصنوعی: من بهشت و زیباییهای آن را نمیخواهم، حالا که جانم رفته، دیگر چه فایدهای دارد به بدنم فکر کنم؟
از دست تو ای جوان زیبا
هم پیر ز دست و هم جوان رفت
هوش مصنوعی: از دست تو، ای جوان زیبا، هم پیری و هم جوانی از زندگی من رفت.
من با تو به هر زمین نشستم
تا دیده به هم زدم زمان رفت
هوش مصنوعی: من با تو در هر مکانی نشستم و وقتی که به هم نگاه کردیم، زمان به سرعت گذشت.
از کوی تو عاقبت فروغی
روزی دو برای امتحان رفت
هوش مصنوعی: در نهایت، روزی فروغی از مسیر تو گذر کرد تا آزمایشی انجام دهد.