برگردان به زبان ساده
من و هزار گدا همچو من بنزد تو هیچست
گدا چه پادشهان زمن بنزد تو هیچست
هوش مصنوعی: من و هزاری همچون من که گدا هستیم، در برابر تو هیچ ارزش و مقام نداریم. حتی گداها هم در مقابل پادشاهان از من بیارزشترند.
کجا رسند بحسن تو دلبران خطائی
بتان چین و خطا و ختن بنزد تو هیچست
هوش مصنوعی: کجا میتوانند دلرباهای خطاکار به زیبایی تو برسند؟ معشوقان چینی و خطایی در مقایسه با تو هیچ هستند.
ندیده روی تو ورنه به بت کجا نگرستی
نکوترین بتی از برهمن بنزد تو هیچست
هوش مصنوعی: اگر چهرهات را نمیدیدم، هرگز به مجسمههای زیبا نمینگریستم؛ چرا که زیباترین مجسمهها در برابر تو هیچ هستند.
بهار عارض تو برد آبروی بهاران
بهار و گلشن و طرف چمن بنزد تو هیچست
هوش مصنوعی: بهار چهره تو سبب شده که بهار و زیباییهای طبیعی دیگر هیچ ارزشی نداشته باشند. در حقیقت، زیبایی و طراوت تو همه آنچه را که در بهار و باغها میبینیم تحتالشعاع قرار داده است.
ببوی زلف تو کی میرسد نسیم بهاری
عبیر و عنبرو مشک ختن بنزد توهیچست
هوش مصنوعی: نسیم بهاری چه زمانی به عطر زلف تو خواهد رسید؟ در کنار تو، بوی معطر عطر، خوشبوکنندهها و مشک هیچ ارزشی ندارد.
بنفشه چیست سمن کیست پیش زلف و رخ تو
بنفشه وسمن ونسترن بنزد تو هیچست
هوش مصنوعی: بنفشه و سمن و نسترن چیستند در برابر زلف و چهره تو؟ در حقیقت، این گلها نزد تو هیچ ارزش و اهمیتی ندارند.
نبات و قند بدان لب کجا رسد بحلاوت
نبات و قندو شکر من بمن بنزد توهیچست
هوش مصنوعی: گل و شیرینیِ خوشمزه چه جایگاهی در کنار لبخند تو دارند؟ برای من، شیرینی و قند در مقابل آن لبخند هیچ ارزش و اهمیتی ندارند.
کجا لطافت دندان تست عقد گهر را
صفای گوهر و درّ عدن بنزد تو هیچست
هوش مصنوعی: شیرینی و زیبایی دندانت کجا و جواهرات گرانبهایی که در بهشت وجود دارد کجا؟ مقایسه این دو نشان میدهد که زیبایی و صفای آن گوهرها در برابر دندان تو هیچ به حساب نمیآید.
به پیش قد تومر سرو را چه قدر و چه رفعت
قد صنوبر و سرو چمن بنزد تو هیچست
هوش مصنوعی: قد تو مثل سرو و صنوبر است، اما در برابر تو، این درختان هیچ به نظر میرسند.
بگرید ار همه عمر از فراق روی تو عاشق
نگوئیش که چه خواهی زمن بنزد تو هیچست
هوش مصنوعی: اگر کسی از دوری چهره تو تمام عمر بگرید، عشقش را پنهان نکن و نپرس که من از تو چه میخواهم، چون در نزد تو هیچ چیز برای من مهم نیست.
هلاک گشت اگرعاشق از غم وهم اگر زیست
هلاک گشتن چون زیستن بنزد تو هیچ است
هوش مصنوعی: اگر عاشق به خاطر غم و نگرانی بمیرد، و اگر هم زندگی کند، برای تو فرقی نمیکند؛ چون از نظر تو، هلاکت و زندگی هیچ تفاوتی ندارند.
خموش گردد اگر فیض ور غزل بسراید
خموش گشتنش و دم زدن بنزد تو هیچ است
هوش مصنوعی: اگر فیض غزل بخواند، خاموشی او دیگر مهم نیست و صحبت نکردنش در نزد تو هیچ ارزشی ندارد.