برگردان به زبان ساده
صبر از دلم برخواست ساقیا بیا هی هی
عشق همچنان برجاست ساقیا بیا هی هی
هوش مصنوعی: عشق و شوق در دل من به مقدار زیادی وجود دارد و دیگر نمیتوانم تحمل کنم. ای ساقی، بیا و این احساس را زنده کن.
دین بخویشتن لرزید دل طمع ز جان ببرید
عشق نیست اژدرهاست ساقیا بیا هی هی
هوش مصنوعی: دل انسان از دین و ایمان میلرزد و طمع را کنار میگذارد. عشق مثل یک اژدهاست و نیاز به نوشیدنی و سرور دارد. ای ساقی، بیا و ما را سیراب کن.
هی بر آتشم آبی درد باده با تابی
شعله از دلم برخواست ساقیا بیا هی هی
هوش مصنوعی: شعلههای آتش در درون من زبانه میکشد و درد ناشی از شراب وجودم را درشتتر کرده است. ای ساقی، بیا و مرا از این حال نجات بده.
سر شد از نگاهی مست دین و دل برفت از دست
فتنه هم ز ما بر ماست ساقیا بیا هی هی
هوش مصنوعی: نگاهی مستکننده به من نشان داد که عشق و دل من را از دستم برد. فتنه و آشوب درون من وجود دارد، اما تو ای ساقی، بیا و مرا نجات بده.
گر فزون دهی گر کم میفزاید از دل غم
هر چه میکنی زیباست ساقیا بیا هی هی
هوش مصنوعی: هر چه که به زندگی اضافه کنی یا از آن کم کنی، باز هم از دل غم نمیکاهد و هر کاری که میکنی زیباست. ای ساقی، بیا!
هی بیار پی در پی یکدمم ممان بی می
باده تو روح افزاست ساقیا بیا هی هی
هوش مصنوعی: ای ساقی، بیا و پی در پی باده را برای من بیاور، یک لحظه هم مرا تنها نگذار. بادهی تو برای جانم نشاطبخش است، پس بیا و بیا!
فیض دل ز کف داده بهر ساقی و باده
مجلس طرب آراست ساقیا بیا هی هی
هوش مصنوعی: دل خود را به خاطر نوشیدنی و میگساری از دست دادهام، پس ای ساقی بیفزا به سرور و شادمانی در مجلس. بیا و بیا، شاد باشیم!