برگردان به زبان ساده
در حسن بتان دلبر ما بلکه تو باشی
در غمزه زنان هوشبر ما بلکه تو باشی
هوش مصنوعی: در زیبایی و جذابیت معشوقان ما، هیچکس به پای تو نمیرسد و در ناز و نرمی زنانه، هیچکس به هوش و ذکاوت تو نمیتواند برشد.
چشم از رخ خوبان نکنم جانب محراب
بر ابروشان عشوه نما بلکه تو باشی
هوش مصنوعی: هرگز نگاه خود را از چهره زیبای آنان برنمیگردانم و حتی به عبادتگاه نیز توجهی نمیکنم. فقط تو باید وجود داشته باشی تا آنان با ناز و عشوه به من نگاه کنند.
در زلف بتان کیست نهان رهزن دلها
زیر شکن زلف دو تا بلکه تو باشی
هوش مصنوعی: در زلف معشوقان، کسی پنهان نیست که دلها را فریب دهد. زیر این زلفهای کج و خم تنها خودت وجود داری.
گستاخ بهر جا نتوانم نظر افکند
پنهان ز نظرها همه جا بلکه تو باشی
هوش مصنوعی: من نمیتوانم به هر جایی نگاه کنم و پنهانی از دید دیگران دور بمانم، بلکه تنها وقتی که تو در کنارم هستی میتوانم این کار را انجام دهم.
از کس نکنم شکوه چرا گفت و چرا کرد
دارنده بر آن جور و جفا بلکه تو باشی
هوش مصنوعی: من از کسی شکایت نمیکنم که چرا چنین گفت یا چنین کرد، بلکه تو هستی که بر آن ظلم و ستم، توجیهی نداری.
بی پا و سر افتم بره بیسر و پایان
پا و سر هر بیسر و پا بلکه تو باشی
هوش مصنوعی: بیپایی و بیسری من شبیه برهای است که نه پا دارد و نه سر، و من نیز همچون برهای بیپایان و بیسر هستم، اما تنها تو هستی که وجودت را در من زنده میکنی.
بر گفتهٔ فیض اهل دلی نکته نگیرد
گوینده پس پردهٔ ما بلکه تو باشی
هوش مصنوعی: اگر اهل دل به درستی گوش دهند، گوینده فقط به خودی خود نمیتواند مطالبش را به خوبی بیان کند، بلکه باید تو نیز در این فهم و درک شرکت کنی.